یکشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۴
۲۰:۳۳ - ۱۲ خرداد ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۳۰۳۰۱۳
موسیقی

بمرانی؛ یک گروه شاد و خلاق و بی ادعا

اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,موسیقی,گروه بمرانی

سبک‌هايي در موسيقي ايران است که نه آن‌قدرها روي آن کار شده و نه ما مي‌شناسيم‌شان؛ اما سال‌هاست در دنيا روي آنها کار مي‌شود، براي خودشان جشنواره دارند، کلي آدم‌ روي موسيقي‌شان کار مي‌کنند، آلبوم منتشر مي‌کنند، خاطره و دلخوشي‌هاي مخاطبانشان را مي‌سازند. ما اما اين طرف نشسته‌ايم و موسيقي‌ها به‌خصوص در ساليان گذشته، دير و ديرتر به دستمان رسيده، سبک‌ها ورافتاده و آن‌ وقت تازه ما در حال تجربه کردنشان هستيم. اين وسط اين معادله‌ها را نسل‌هاي جديد به هم زده‌اند؛ اينترنت آمده و همه‌چيز را در دسترس کرده و اجازه درجازدن و دوري نداده. هرکه دوست داشته، دنبال علائقش رفته، گروه تأسيس کرده، تمرين کرده، منتظر اسپانسر نمانده، از پول توجيبي‌هايش زده، آلبوم منتشر کرده و بعد درها به رويش گشوده شده. 

 

بعدها روزي رسيده کارهايش شنيده شده، سراغش آمده‌اند، روي استيج رفته و تمام! اين قصه موسيقي است؛ قصه‌اي که سال‌هاست هنر- صنعت شده و به ايران با فاصله رسيده. بااين‌حال، گروه‌ها و افرادي به‌ويژه در سال‌هاي اخير، سعي کرده‌اند اين فاصله را کم کنند. صدا و موسيقي آن طرف را با کلام و مود ايراني همراه کنند و آثارشان را جذاب توليد کنند.

 

يکي از جذاب‌ترين‌ها، بمراني‌ها هستند؛ يک گروه موسيقي سرحال، خلاق و از آن مهم‌تر، پيگير و بي‌ادعا. پله‌پله آمده‌اند جلو، موسيقي تئاتر کار کرده‌اند، براي برنامه‌هاي تلويزيوني موسيقي ساخته‌اند، در همين حين آلبوم‌هايشان را روانه دست مردم کرده‌اند و بي‌شتاب مدام کار کرده‌اند و حضور مؤثر داشته‌اند تا ماه‌هاي آخر سال گذشته که آلبوم «گذشتن و رفتن پيوسته» را در خيل عظيم مخاطبانشان رونمايي کردند؛ آلبومي که خودشان هم انتظار نداشتند تا اين اندازه شنيده شود؛ اما شد. با آنها به گفت‌وگو نشسته‌ايم که حال خوش و انرژي‌شان از لابه‌لاي کلمات بيرون مي‌زند.

 

آلبوم جديدتان با استقبال چشمگيري در ميان اقشار و سنين مختلف مواجه شده است. خودتان چنين انتظاري داشتيد؟

کيارش عمراني: نه چنين انتظاري نداشتيم.

 

بهزاد عمراني: انتظار داشتيم بهتر باشد؛ ولي اينکه اين‌طوري ارتباط برقرار کند نه.

 

جهانيار قرباني: بهتر نسبت به آلبوم قبلي.

 

آلبوم قبلي به نام مخرج مشترک و حتي تک‌آهنگ‌هايي که منتشر کرده بوديد، هيچ‌کدام به اندازه آهنگ‌هاي اين آلبوم با اقبال روبه‌رو نشده بودند. در اين آلبوم چند قطعه برجسته داشتيد.

ماني مزکي: شايد هم به اين خاطر است که در اين کار وسواس‌مان کمي بيشتر بود. براي آلبوم قبلي، بعد از اينکه پروسه مجوزش يک سال طي شد، انگار خودمان هم ديگر زياد دوستش نداشتيم؛ ولي براي اين آلبوم خيلي ذوق داشتيم که بيرون بيايد و ببينيم چه مي‌شود. بااين‌حال واکنش‌هايي از آدم‌هاي زيادي ديديم که خيلي خوشايند نبود.

 

رونمايي‌اش هم خيلي عجيب‌وغريب برگزار شد؛ چون حضور آن همه طرفدار و صف‌کشيدن و... دور از انتظار بود.

بهزاد عمراني: بله سر اين آلبوم سورپرايز شديم. به شانس هم مربوط است. يک‌ دفعه آلبومي اين‌جوري مي‌شود.

 

البته همين مسئله کارتان را در آلبوم‌ها و کنسرت‌هاي آينده سخت کرد.

بهزاد عمراني: هيچ‌وقت خيلي به اين چيزها فکر نمي‌کنيم. اين کار را خودمان خيلي دوست داشتيم و خيلي دلي بود. تا ببينيم براي آلبوم‌هاي آينده حال و هوايمان چطور خواهد بود.

 

اما از‌آنجا که يک شالوده و سبک و سياق کلي در آلبوم هست، نمي‌شود گفت همه‌چيز فقط به حال و هوا برمي‌گردد؛ يعني بيشتر از اينها روي اين قطعات کار شده است.

ماني مزکي: در اين آلبوم، با تجربه مخرج مشترک، هم در ساززدن و تنظيم‌کردن مهارت بيشتري پيدا کرده بوديم و هم تهيه‌کننده اضافه شده بود و جلسات بيشتري با هم داشتيم و وسواس بيشتري به خرج داديم.

 

يعني حالا که يک گروه مجوزدار بوديد و تهيه‌کننده حرفه‌اي داشتيد، کار را خيلي حرفه‌اي‌تر پيش برديد و برنامه‌ريزي دقيق‌تري داشتيد.

جهانيار قرباني: دقيقا. قبل از اين هم برنامه‌ريزي مي‌کرديم؛ اما در عمل هيچ‌کدام اتفاق نمي‌افتاد؛ اما اين بار طوري برنامه‌ريزي کرديم که در تاريخ از قبل معلوم‌شده، هر اتفاقي که بايد مي‌افتاد افتاد.

 

بهزاد عمراني: فکر کنم يک کمي کمتر عقده‌اي ساز زديم! قبلش دلمان مي‌خواست تا مي‌توانيم با تمام قدرت ساز بزنيم و خود من دلم مي‌خواست تا مي‌توانم نعره و فرياد بزنم. اين کار را در مخرج مشترک انجام دادم و خيالم راحت شد.

 

پس از کامنت‌هايي که آن آلبوم دريافت کرده بود، استفاده کرديد.

بهزاد عمراني: يک کامنت بامزه‌اي که گرفتيم، اين بود که کاش به‌جاي مخرج مشترک، اين آلبوم را مي‌داديد. انگار ما يک‌سري آلبوم داريم که انتخاب مي‌کنيم کدام را امسال بيرون بدهيم و کدام را سال ديگر! اما به‌طور کل مخرج مشترک باعث و باني آمدن اين آلبوم شد. يک‌سري هيجاناتمان تخليه شد، از يک فصل رد شديم و حالا اين آلبوم يک مرحله ديگر است.

 

در اين آلبوم مي‌شود يک صداي واحد را از گروه شنيد و به اصطلاح صاحب سبک شده‌ايد. کسب اين نتيجه به زمان زيادي نياز دارد.

کيارش عمراني: اگر اين‌طور است، مايه خوشحالي است. پروسه توليد ترک‌ها يک کار جمعي است و ما با ساززدن با هم آنها را توليد مي‌کنيم؛ بنابراين سليقه همه‌مان در آن تأثير دارد. يک نفر تنظيم‌کننده نيست.

 

همه‌تان پخته‌تر شده‌ايد.

ماني مزکي: همين‌طور است. واقعيت اين است که بخش مهمي از ساززدن‌مان را هم در بمراني ياد گرفتيم. آن اوايل حداقل من و جهان، آن‌قدرها نوازنده نبوديم. در هر آلبومي چيزهاي جديدي هست که خودمان هم ياد مي‌گيريم.

 

يکي از نکات جذاب بمراني اين است که شعرها را به صورت گروهي مي‌گوييد. چطور اين اتفاق مي‌افتد؟

جهانيار قرباني: معمولا يک نفر محتوايي مي‌آورد که خودش مي‌داند ايرادهايي دارد يا نصفه است. بعد پاي تخته ايده‌پردازي مي‌کنيم و فکر مي‌کنيم که به کدام سمت بايد برود. بعد به جزئيات بيشتري مي‌پردازيم.

 

بهزاد عمراني: البته هميشه بيشترين جواب را وقتي مي‌گيريم که کسي يک ملودي شعر را شروع کرده، در بمراني ادامه‌اش مي‌دهيم يا غلط‌گيري و جراحي روي آن انجام مي‌دهيم.

 

اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,موسیقی,گروه بمرانی

جهانيار قرباني: اين‌طوري هم داشته‌ايم که بعضي از چيزها را از صفر با هم شروع کنيم، اما ممکن است ابيات کمي از هم دور شوند.

 

بهزاد عمراني: فضاي عاشقانه هرچه شخصي‌تر باشد ملموس‌تر و بهتر مي‌شود تا اين که بخواهيم مثلا گروهي يک شعر عاشقانه بنويسيم. شعر اجتماعي براي اين کار مناسب‌تر است. شعرهايي که تم عاشقانه داشته‌اند مثل «به من بخند»، «دوري» و «پپروني» يک نفر شعر را گفته و بعد با هم تغييراتي در آن ايجاد مي‌کنيم.

 

پس همه هم در آهنگ‌سازي و هم در شعر دخيل هستيد.

بهزاد عمراني: در ساززدن و خواندن همديگر هم دخالت مي‌کنيم.

 

کيارش عمراني: بيشتر در ساززدن همديگر دخالت مي‌کنيم تا ساززدن خودمان!

 

جالب است که برايتان تهيه‌کننده پيدا شد. مايه مباهات است که تهيه‌کنندگان موسيقي به اين بينش رسيده‌اند که از گروه‌هاي مستقلي مثل شما با يک سبک و سياق متفاوت و مخاطب‌هاي خاص حمايت کنند. از طرف تهيه‌کننده چقدر با مخالفت مواجهيد؟

ماني مزکي: خيلي خوش‌شانس بوديم که داريم با اين تهيه‌کننده کار مي‌کنيم.

 

بهزاد عمراني: ايشان نسبت به بقيه ديد ديگري دارند.

 

ماني مزکي: خودشان هم آن جريان اصلي پاپ را خيلي نمي‌پسندند. ايشان تهيه‌کننده پالت و داماهي و کماکان هستند. با هم نقاط مشترک زيادي داشتيم و تبديل به يک تيم شديم. تا جايي که دوست داشتيم در جلساتي که داريم شرکت کنند. در اين پروسه يک‌ساله اصطکاک زيادي نداشتيم. اگر هم مخالف چيزي بوديم بعد مي‌فهميديم که چندان هم بيراه نگفته‌اند.

 

بهزاد عمراني: بحث و جدل هم خيلي کرديم، اما همين که مي‌شود ديالوگ برقرار کرد و قانع شد، خيلي خوب است.

 

آرش عمراني: وقتي ايشان سر شعر و تنظيم نظر مي‌دهد، يکي از اعضا مي‌شود و فقط يک رأي دارد. اين‌طوري نيست که نظري را بر ديگران تحميل کند.

 

بهزاد عمراني: برخلاف تهيه کننده‌هاي ديگر اين‌طوري نيست که در زمان کم بخواهد به سود هنگفتي برسد. داستان را هنري‌تر و درازمدت‌تر مي‌بيند.

 

با وجود اين در مسير سوددهي هم هستيد. هم کنسرت و تئاتر در دست داريد و هم انگار از خاص بودن صرف درآمده‌ايد و کمي معروف‌تر شده‌ايد. شايد هم مخاطبانتان خودشان را به شما نزديک‌تر کرده‌اند.

ماني مزکي: به‌خاطر زيادشدن و همه‌گيرشدن فضاي مجازي، مخاطبان چيزهاي بيشتري شنيده‌اند و پذيرش‌شان بيشتر شده. جرياني که شکل گرفته اين‌طور است که توجه و استقبال از موسيقي تلفيقي بيشتر شده است. اين به گروه‌ها ربطي ندارد. جامعه مي‌خواهد چيز ديگري بشنود.

 

عامدانه فکر نکرديد که چه قشر يا گروه سني يا طبقه اجتماعي کارهايتان را گوش کنند؟

جهانيار قرباني: آدم به اين چيزها فکر نمي‌کند.

 

ماني مزکي: اين چيزها فاکتورهاي مشخص ندارد. يعني مثلا مگر يک آدم٣٠ ساله چه شکلي است که برايش يک موسيقي بسازم که او گوش کند؟ آدم هر چيزي دلش بخواهد مي‌سازد، بالاخره مخاطبش را هم پيدا مي‌کند.

 

الان هم فضا خيلي باز شده که مردم اين سبک موسيقي را گوش مي‌کنند، وگرنه تا سال‌هاي گذشته خيلي عجيب بود مردم اين سبک را گوش کنند... .

ماني مزکي: طبيعي است؛ چون موسيقي‌اي که از تلويزيون پخش مي‌شود، پاپ است. حتي موسيقي کلاسيک ارکسترال هم نمي‌شنوند. بنابراين هر چيزي غير از آن مي‌تواند عجيب باشد. اما اين فضا به‌واسطه فضاي مجازي در حال عوض‌شدن است. فضاي مجازي خوراک بيشتري به آدم‌ها مي‌دهد و آنها را با فضاهاي ديگر آشنا مي‌کند.

 

اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,موسیقی,گروه بمرانی

بهزاد عمراني: چيزي که مي‌بينيم اين است که در دولت فعلي هم اتفاقات فرهنگي گسترده‌اي افتاده. همين‌ که به جشنواره فجر بخش تلفيقي اضافه شده، نشان مي‌دهد که يک جريان شروع شده است. آلبوم «گذشتن و رفتن» پيوسته سرعت قابل‌توجهي در پروسه گرفتن مجوز طي کرد. قديم‌ها اين‌طوري بود که يک آلبوم يک ماه در ارشاد مي‌ماند؛ ولي ما با کمترين اصطکاک از لحاظ گرفتن مجوز، دو ماه درگير آن بوديم. همين‌طور براي کنسرت‌هايي که داديم به مشکل خاصي برنخورديم. همکاري بيشتر شده و اهميت بيشتري به ساخت برنامه‌هايي راجع به موسيقي، به‌تصويرکشيدن موسيقي و رساندن آن به گوش مردم داده شده است. 

 

در فروشگاه‌هاي موسيقي گزينه‌ها و دسته‌بندي‌ها بيشتر شده و مردم مي‌توانند موسيقي‌هاي متنوع‌تري گوش کنند و سليقه‌شان گسترده‌تر شود و انتخاب‌هاي بيشتري داشته باشند. اينکه نسبت به قبل آدم‌هاي بيشتري بمراني گوش مي‌کنند، به خاطر اين است که در فروشگاه‌ها وجود دارد و مي‌توانند انتخاب کنند؛ يعني تصميم‌هايي که در سه، چهار سال اخير گرفته شده، تأثيرات خيلي زيادي داشته.

 

همين‌طور جريان موسيقي تلفيقي که انگار الان ژانر محبوب است و همپاي موسيقي پاپ شده، در جذب مخاطب تأثير داشته. راجع به تلويزيون صحبت کرديد. «خندوانه» در معرفي شما چقدر مؤثر بود؟

بهزاد عمراني: هنوز خيلي از مردم راجع به خندوانه مي‌پرسند و به حضور ما اشاره مي‌کنند يا مي‌پرسند فلان قسمت کي پخش مي‌شود. انگار ما آنجا کار مي‌کنيم؛ يعني از اين طريق خيلي ديده شديم، اما يک‌سري مشکلات وجود دارد مثل اينکه اسم گروه را نمي‌شود برد، همين‌طور بايد در شکل ظاهري تغيير ايجاد کنيم. به‌همين‌خاطر تلويزيون‌رفتن سخت است. البته در اين سال‌ها فضا بازتر شده و همين حضورمان در خندوانه و ساززدن با تبلت، اتفاق نويي بود که باعث شد آدم‌ها موسيقي را بيشتر بشنوند.

 

چطور شد که تصميم گرفتيد در نوروز کنسرت بدهيد؟

ماني مزکي: دو، سه‌سالي است که کنسرت‌هاي نوروزي شروع شده و رواج پيدا کرده. از طرف تهيه‌کننده پيشنهاد اين کار شد و ما هم قبول کرديم. اصولا عيدها خيلي‌ها تهران را بيشتر دوست دارند و مي‌مانند.

 

بهزاد عمراني: در سينما هم يک زماني مي‌ترسيدند سانس نوروزي داشته باشند، ولي الان سر اکران نوروز دعواست.

 

برنامه‌تان براي کنسرت چه بود؟

آرش عمراني: براي آدرس يک نکته را بگويم. تا سه، چهار سال پيش خودم هم نمي‌دانستم کجاست. زير برج آزادي يک سالن خيلي خوب است که آنسامبلي مثل ما خيلي خوب صدا مي‌دهد.

 

چه قطعاتي را اجرا کرديد؟

بهزاد عمراني: قطعات آلبوم جديد را زديم، از آلبوم‌هاي قبلي هم آنهايي که مردم دوست داشتند را زديم.

 

بعد از سال‌ها همکاري، فکر مي‌کنيد بمراني کجا ايستاده؟

بهزاد عمراني: دقيقا نمي‌دانم، اما آرزو مي‌کنم که ادامه‌دار باشد؛ يعني همين‌جا پيروپيرتر شويم و بمانيم. در اين حد که يک‌سري از کنسرت‌هايمان به خاطر کهولت سن کنسل شود!

 

ماني مزکي: اين گروه برايمان مثل يک کارگاه است. خيلي چيزها ياد گرفتيم. ياد گرفتيم که اگر سر کار کسي غر مي‌زند يا مخالفت مي‌کند، به خاطر کار است، نه چيز ديگري. ساز ياد گرفتيم، تجربه‌هاي متفاوتي داشتيم و هرروز هم اين‌طوري است که انگار از پلکاني در حال بالارفتن هستيم و خيلي دوست داريم اين اتفاق پايدار باشد.

 

دوست داريد غير از کنسرت و آلبوم، فضاهاي ديگري را هم تجربه کنيد. ماجراي اين تئاتر چه بود؟

بهزاد عمراني: اساسا تئاتر در شناخته‌شدن‌مان خيلي کمک کرد. داستان اين است که قبل از اينکه تبديل به گروه شويم، تئاتر تماشا مي‌کرديم و دوست داشتيم. بعضي از تئاترها موسيقي زنده داشتند. هميشه مي‌گفتيم چقدر خوب است که اينها ٣٠شب اجرا مي‌کنند. حدود شش سال پيش در يکي از کنسرت‌هايمان سجاد افشاريان آمده بود، گفت تئاتري به نام صد سال پيش از تنهايي ما را در تئاتر شهر داريم، کارگردانش آقاي جودکي است و سيامک صفري هم در آن بازي مي‌کند، خود آقاي افشاريان هم نويسنده‌اش بودند. ما را براي اين کار که خيلي پيچيده هم نبود، دعوت کردند. از همان‌جا شروع شد و چون مجوز نداشتيم، نمي‌توانستيم در سالن‌ها بزنيم، در تئاتر ساززدن خيلي کيف مي‌داد. بعد براي نمايش‌هاي مختلف رفتيم و يک ‌دفعه در سال ٩١ پرکارترين موسيقي تئاتر شديم. بعد رفتيم سراغ مجوز و آلبوم و از کار تئاتر کمي دور افتاديم.

 

کيارش عمراني: ولي خيلي دلمان مي‌خواست ادامه پيدا کند.

 

اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,موسیقی,گروه بمرانی

بهزاد عمراني: دقيقا. خلاصه چهار سال از تئاتر دور بوديم. پيشنهادهايي هم داشتيم، اما وقت نکرده بوديم برويم. تا اينکه آقاي کوشکي تماس گرفتند و پروژه‌اي را پيشنهاد کردند که خيلي جذاب به نظر مي‌رسيد، اما چون سفري داشتيم که بايد مي‌رفتيم، نتوانستيم قبول کنيم. خيلي دلمان مي‌خواست کار را ببينيم، اما يک ماه سفر بوديم، يک ماه درگير رونمايي از آلبوم بوديم، بعد توانستيم کار را ببينيم و در کمال تعجب دوباره ايشان زنگ زدند و گفتند سر کار نمي‌آييد؟! برايمان خيلي تعجب‌آور بود که هنوز در حال اجراست. اين‌طوري شد که در يک‌ماه‌ونيم پاياني کار به گروه اضافه شديم. آقاي کوشکي سعي کردند کار را به ايده اوليه نزديک کنند. گرچه همان نمي‌شود، به‌هرحال خيلي خوب است.

 

برنامه‌هايتان براي سال ٩٦ چيست؟

ماني مزکي: از همان اول با کنسرت در برج آزادي شروع کرديم. دوست داريم شرايط مهيا شود براي اينکه در تابستان در يک سالن بزرگ‌تر کنسرت بگذاريم. براي شهرهاي ديگر مثل شيراز و اصفهان و رشت هم فکرهايي داريم که برنامه اجرا کنيم. کم‌کم بايد قدم‌هاي اول براي آلبوم بعدي‌مان را هم برداريم.

 

الان که در حال ساختن قطعات تکي هستيد.

ماني مزکي: اصولا يک‌سري پروژه‌هايي در کنار آلبوم اصلي هست. هرکسي يک‌سري ايده دارد که کم‌کم روي آنها کار مي‌کنيم.

 

به کنسرت‌هاي خارج از ايران هم فکر مي‌کنيد؟

ماني مزکي: خودمان دوست داريم که تجربه‌‌اش کنيم و اميدواريم اين اتفاق بيفتد.

 

چقدر از گروه‌ها و خواننده‌ها و موسيقي آن طرف آب ايده گرفتيد؟ خصوصا در زمينه ترانه؟

کيارش عمراني: در ژانر خودمان گروهي در داخل ايران نبود که کارشان را دنبال کنيم.

 

ماني مزکي: ما يک‌سري موزيک گوش مي‌کرديم که در اين سال‌ها تغيير کرده‌اند. دوست داشتيم کارهايي در آن زمينه‌ها انجام دهيم. صداي بهزاد هم شايد اينجا عجيب باشد، ولي خيلي شبيه خواننده‌هاي کانتري و جيپسي مي‌تواند باشد؛ يعني در جاهاي ديگري صداي متداولي است. دوست داشتيم شبيه به آنهايي که شنيده‌ايم کار کنيم و آن حال‌وهوا را در کارهايمان داشته باشيم.

 

گروه خاصي هست که دنبالش کنيد؟

ماني مزکي: تايگر ليليز را خيلي زياد دوست داريم، همين‌طور سونتين هيپيز يا گوگول بوردلو.

 

جهانيار قرباني: اينها مشترک هستند و هرکسي هم براي خودش چيزهاي ديگري را دوست دارد.

 

قطعا در آهنگ‌سازي و نوازندگي‌تان هم تأثير داشته است؟

جهانيار قرباني: طبيعي است که چنين تأثيري غيرقابل‌انکار باشد

 

 

 

 

 

sharghdaily.ir
  • 18
  • 2
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش