
از موقعی که استقلال به خود تفهیم کرد که کسب سهمیه آسیایی هم وسیلهای برای موفق پنداشتن خویش در پایان هر فصل از مسابقات باشگاهی است، افتادن خود در ورطه نزول را تجدید و تشریح کرد.
استقلال البته هنوز برای قهرمان شدن در فصل رو به پایان لیگ برتر بهکلی بدون اقبال نیست و تحت شرایطی اندک و باریک همچنان بخت صعود از گروهش در لیگ قهرمانان آسیا را هم دارد اما در پایان فصلی طولانی چنان افتان و خیزان به نقاط انتهایی نزدیک میشود که اگر همین حالا به او بگویند سهمیه آسیایی فصل آینده را گرفتهای، احساس رضایت و موفقیت خواهد کرد و به سوی استراحتی تازه و مطلق در پایان فصل خواهد شتافت.
دیر زمانی است که اهرمهای موفقیت و شروط کامیابی در جمع آبیها تغییر یافته و این بهسبب پایین آمدن تاسفآور سطح انتظارها در یکی از دو باشگاه پرطرفدار پایتخت است. مدیرانی که طی سالهای اخیر در باشگاه آبیپوش پایتخت حضور یافتهاند، بهسبب نداشتن قدرت لازم و پیشینه کافی این طرز تلقی را باب کردهاند و از دیدگاه خود نیز کار درستی را انجام دادهاند.
وقتی کسب سهمیه حضور در لیگ قهرمانان آسیا یک توفیق کافی تلقی شود و عمر مدیر و مربی بر اساس آن به فصل بعدی بسط یابد، چرا اهدافی بزرگتر را برای خود تعیین کنند و در پی جامها و عناوینی باشند که اطمینانی به کسبشان ندارند و آوردن نام و وصف آنها فقط بر حجم مسوولیتها و دشواری کارهایشان خواهد افزود.
برخوردهایی از این قبیل و بزرگ شمردن توفیقهای کوچک از زمان تصدی افشارزاده در استقلال باب شد و در دوره افتخاری استمرار یافت و حالا فتحی پرچمدار این طرز تصور است.
فتحی که میداند فتح لیگ بهرغم تزلزلهای اخیر پرسپولیس هنوز کاری بسیار سخت است و صعود از گروهی که الهلال و الدحیل در آن حاضرند، کاری دشوارتر و البته با حذف شدن استقلال در مراحل اولیه جام حذفی نمیتواند به قهرمانی در این رقابتها هم چشم بدوزد با عمده کردن کسب سهمیه قارهای میتواند به نقطه امن برسد که هم وی را ماندنی کند و هم وینفرد شفر را به فصل بعدی نیز ارجاع بدهد و از برکناری هر دویشان جلوگیری کند.
سران استقلال به روی خود نمیآورند که در تیمی با سابقه طولانی و اعتبار فراوان این باشگاه فقط کسب جامهای قهرمانی میتواند پیروزی تلقی شود و پل ارتباط از یک فصل به سوی فصل بعدی و وسیلهای برای حفظ بساطی باشد که این دستاورد را به ارمغان آورده است.
پرسپولیس هم چند سالی در ایام قبل از برانکوی خود و در دوران هدایتش توسط استیلی، پیروانی، دایی، درخشان و همچنین گلمحمدی این فرضیه را تبلیغ و کسب سهمیه قارهای را کافی توصیف میکرد اما حالا با مدد یک مربی برنامهدار کروات حتی قهرمانی در آسیا را نیز برای خود کافی نمیداند.
باید پرسید چرا این روزها برداشت و طرز تلقی استقلال از موفقیت تا این حد با رقیب قدیمیاش در تضاد و منافات است.
چرایی که البته پاسخ آن را اهالی فوتبال و دوستداران آبیپوشان پایتخت مشخص میکنند و یک نقطه تاریک در کارنامه مدیران نهچندان موفق این باشگاه است.
وصال روحانی
- 11
- 2