
جرالدین دخترم! خوبی؟
از آخرین نامهام به تو هشت ماه میگذرد. در این مدت کشورهای غربی بیش از پیش منزوی شدهاند و فقر و فلاکت در آنها بیداد میکند (اینها را در بخش خبر توئنتی اند ترتی فاکس نیوز دیدم). خلاصه همه چیز در این مدت عوض شده غیر از وضعیت زلزله زدگان یکی از استانهای غرب کشور.بگذریم! چند وقت پیش متوجه شدم هیات کوهنوردی ایالت مریلند یک بخشنامه صادر کرده و در آن گفته خانمهای متاهل و دختران زیر ۲۰ سال باید با اجازه همسر و پدرشان بیایند کوه. حالا تو که هنوز شوهر پیدا نکردی و بیخ ریش خودم هستی، ممکن است فکر کنی دارند برای تو محدودیت ایجاد میکنند، در این نامه میخواهم بگویم که اصلا نگران نباش. به قول دوست خوبم فامیل دور «بگذار هرچه میخواهند پیله کنند، آخر تو پروانه میشوی». فقط موقع پروانه شدن این نکات را یادت باشد:
بابایی! ورزش خیلی برای سلامتی مفید است و من از همین تریبون به صورت رسمی اعلام میکنم اگر یک روز خواستی بروی کوه، خودم به تو «حق کوه» میدهم که با خیالت راحت بروی ورزش کنی. ولی الان چون هوا سرد است و ممکن است در کوه و کمر گم بشوی این حق را میگذاریم برای تابستان. در این مدت میتوانی روی ترد میل پیاده روی کنی، اصلا خودم سر تردمیل را میآورم بالاتر که فکر کنی داری میروی بالای کوه، قربون دختر کوهنوردم برم من!عروسک قشنگم! تو که آزادی خودت برای خودت برنامهریزی کنی ولی اگر نظر من را بخواهی تابستان هم هوا گرم است و شاید گرما زده شوی.
باور کن هیچ ورزشی مثل ورزش فکر نیست، چرا با «نازنین ناتالی» دختر عمهات نمیروی شطرنج بازی کنی و برای خانواده و کشورت افتخار آفرینی کنی؟! تازه من یک فکر دیگر کردم! میخواهم یک لیگ هیجان انگیز برگزار کنم. بیا با کل دختران فامیل، مسابقات «آشپزی سرعتی» برگزار کنیم. اینجوری هم شماها هیجانتان خالی میشود هم یک ورزشی میکنید، هم یاد میگیرید که چطوری آشپزی کنید که اگر پسفردا رفتید خانه شوهر، باعث سرافکندی خاندان چاپلین نشوید.دختر گلم! نمیخواهم فکر کنی قصد محدود کردنت دارم. اصلا هیچچیز به اندازه پیشرفتت برایم مهم نیست. برای همین میخواهم اگر در مسابقات آشپزی سرعتی اول شدی، به تو یک جایزه خوب بدهم.
سری بعدی که کنفدراسیون فوتبال آمریکای شمالی و مرکزی (کونکاکاف) گیر داد، یک آشنا پیدا میکنم تا تو را هم جزو زنان گزینشی ببرند استادیوم و بازی تیم مورد علاقهات را تماشا کنی. فقط خدا کند که بازیکنان تا آن موقع کشکک ناز زانویشان را بپوشانند که به مشکلی نخوریم.در پایان میخواهم یک خبر خوش دیگر هم بدهم. من قرار است یک سفر چند ماهه بروم و چون تا آن موقع معلوم نیست قوانین دیگری هم در ایالت مریلند تصویب شود یا نه، تصمیم گرفتم بروم و کتبی اجازه خروج از خانه را برایت صادر کنم. احتمالا تا چند روز دیگر آقای پستچی برگه تردد شهریات را میآورد. بابایی دورِ دختر مستقلش بگرده الهی!
شهاب پاكنگر
- 9
- 4