
فاجعه مرگ بیش از ٢٥ هزار پرنده مهاجر در زیستگاه میانکاله در انبوهی از رویداد های سیاسی و اجتماعی اخیر، بازتاب پررنگی به خود نگرفت. پرندگانی که میلیون ها سال است در چرخه بین سیبری و جنوب دریاچه خزر، ضربان زندگی را تداوم می دهند. بی گمان این فاجعه برای این مهاجران حامل پیامی دردناک است.
آنها که هرسال با بال های پرتوان خود نزدیک به سه هزار کیلومتر راه طی می کنند، این بار متوجه شدند که این پناهگاه زمستانه برای آنان دیگر نه یک« زیستگاه» بلکه یک« قتلگاه» به شمار می آید. مهاجرانی که مدت هاست از فراز آسمان نیلگون، این خطه زمردین را با تشویش می نگرند. خطه ای که در موزیک متن دلخراش و ناایستای اره موتوری ها، همه ساله هزاران درخت تناور به زمین می افتند تا که به آن پرندگان هشدار دهند بر این سفره مرگ ننشینند.
فلامینگو و چنگرها در هر پرواز دلهره این سال های اخیر خود، یورش هیستریک انبوه ماشین آلاتی را نظاره دارند که بر این سیمای سبز چنگ زده و بذر نیستی می کارند. مهاجران اکنون و بر تلی از اجساد یاران با حقیقتی تلخ روبه رویند که در این سرزمین برایشان انصاری نیست که اگر بود، آن ها اینگونه شاخه حیات خود را از بن نمی بریدند.
شبه جزیره میانکاله در منتهی الیه جنوب شرقی دریای مازندران با مساحت بیش از ٦٨ هزار هکتار و ارتفاع آن بین ۱۵ تا ۲۸متر کمتر از سطحِ دریای آزاد است. از سال ۱۳۴۸ به عنوان منطقه حفاظت شده تعیین شد و اکنون با عناوین پناهگاه حیات وحش و یکی از ١٢ ذخیره گاه بین المللی زیست کره تحت حفاظت محیط زیست قرار دارد. سازمان جهانی یونسکو برای آن شناسنامه ویژه تهیه کرده که باید برای انجام کارهای علمی و پژوهشی به دقت مورد حفاظت قرار گیرد. پناهگاه حیات وحش میانکاله زیستگاه زمستان گذرانی و جوجه آوری انواع گوناگونی از پرندگان آبزی و کنار آبزی که نزدیک به ۱۰۰گونه را شامل می شود. علاوه بر این ، عرصه خشکی میانکاله زیستگاه مهمی برای گونه های بومی قرقاول خزری، قو و دراج محسوب می شود. بخش آبی میانکاله از این جهت که محل تخم ریزی و تکثیر ماهیان بومی و تجاری دریای خزر شبیه کپور، کفال، کلمه، سفید و غیره است، در حفظ و تداوم ذخایر ماهیان دریای خزر مهم به شمار می رود.
زیستگاه بی نظیر میانکاله بعد از این که در کنوانسیون زیست محیطی رامسر در سال ١٣٥٥ توسط سازمان یونسکو به ثبت جهانی رسید، به تدریج در محاصره عوامل پرخطر فراوانی قرار گرفت که کماکان ادامه دارد. ساخت وساز های بی رویه و احداث واحد های صنعتی پرشمار و جنگل تراشی های گسترده این کانون حیات را مانند سراسر شمال کشور در خود محاصره کرده است. آیا حیرت آور نیست که رئیس سازمان حفاظت محیطزیست در آغاز بکار خود موافقت در ساخت صنایع پتروشیمی در این زیستگاه شکننده را اعلام کرد؟ اکنون هم با گذشت یک ماه از این رویداد تلخ نسبت به چرایی آن سکوت و تنها به اما و اگر ها بسنده شده است. براساس اجماع نظرات کارشناسان مستقل عمده ترین عامل این مرگ ومیر؛ مسمومیت ناشی از بوتولیسم برآورد شده است.
دکتر بهرنگ اکرامی در این باره گفته است:« منشأ این مسمومیت غذایی (food poisoning) نوعی باکتری است که در پرندگان به ویژه از گونه های چنگر و فلامینگو که از جلبک ها و پلانگتون ها تغذیه می کنند، ایجاد می شود. این بیماری باکتریایی در آزمایشگاه داخل استان برای مرگ پرندگان مهاجر زمستان گذران تا حدودی به قطعیت رسیده است.» به گفته ایشان، یکی از احتمالاتی که مطرح است این است که از چندین روز پیش آب تالاب و غذای پرندگان بر اثر ورود فاضلاب خانگی یا حتی صنعتی آلوده شده و الودگی بر جلبک ها و پلانگتون ها هم اثر گذاشته باشد و در نتیجه آن پرندگانی که از قسمت الوده تغذیه کردند، دچار مسمومیت شده باشند.
سیل مخرب اسفند ٩٧ به استان گلستان به این منطقه اسیب جدّي زد. اینک هم مرگ خاموش هزاران پرنده در واقع فریاد اعتراض دیگری از طبیعت مظلوم این خطه است. فریادی که در مغاک همایش و جلسات بیهوده سازمان های متولی و بازی با واژه ها به خوبی بازتاب نیافته است. هنوز بحث نابودي خزر و برنامه های انتقال آب و اتفاقا در مجاورت میانکاله را می شنویم، تا عاقبت سرزمین سوخته ای به آیندگان تحویل دهیم. بیم آن می رود که این فاجعه نیز در افکار عمومی با حادثه تازه ای به فراموشی برود؛ گرچه فریاد جان گداز استمداد طبیعت هم چنان پژواک خواهد داشت.
عبدالحسین طوطیایی پژوهشگر کشاورزی و محیط زیست
- 19
- 2