
احساس ارزشمندی شامل موارد متعددی میشود که یکی از آنها احساس ارزشمندی ملی است و باعث میشود افراد به خاطر آن دست به فعالیت ورزشی یا ثبت رکوردهای خاص بزنند. این احساس همان حسی است که بعد از پیروزی تیم ملی یک کشور در یک بازی بینالمللی همه مردمان آن کشور آن را تجربه میکنند یا احساس خوبی که بعد از یک کشف بزرگ توسط دانشمندان یک کشور برای مردم آن کشور به وجود میآید.
در مقابل احساس ارزشمندی ملی، احساس حقارت ملی نیز وجود دارد که ممکن است به علت نبودن ابزارهای موردنیاز برای ایجاد احساس ارزشمند بودن یک ملت در یک جامعه به وجود بیاید. عوامل مختلفی میتواند احساس ارزشمندی ملی را افزایش دهد که یکی از آنها شامل افراد و شخصیتهای برجستهای میشود که به دلیل توانمندیهای خاص خود در عرصه بینالمللی مطرح میشوند. این افراد علاوه بر این که باعث ایجاد احساس ارزشمندی در مردم کشورشان میشوند، میتوانند عامل انسجام ملی و مستحکمتر شدن هویت ملی در افراد نیز شوند.
احساس ارزشمندی
اهمیت احساس ارزشمندی ملی آنجا مشخص میشود که وقتی عوامل احساس ارزشمندی ملی در یک جامعه کم میشود، مردم آن جامعه به گذشتهها روی میآورند و حتی اگر موردی که باعث احساس ارزشمندی آنها باشد متعلق به چند قرن و حتی چند هزار سال پیش باشد، به همان رضایت میدهند. در این حالت ممکن است این عواملی که مربوط به سالهایی بسیار دور هستند بتوانند تا حدودی انسجام ملی و در نتیجه هویت ملی را تقویت کنند ولی در ایجاد احساس ارزشمندی چندان موفق نخواهند بود؛ زیرا متعلق به این زمان نیستند؛ بنابراین به نظر میرسد افرادی که در جامعه این مسئولیت را بر عهده میگیرند (تبدیلشدن به چهره شاخص ملی) علاوه بر برآورده کردن نیازهای خود، برای جامعه نیز افرادی ارزشمند باشند که این کارکردی دوگانه و مطلوب دارد.
تفاوت احساس ارزشمندی ملی با غرور ملی
احساس ارزشمندی به این معناست که فرد خودش را دوست داشته باشد و برای وجود خودش با همه توانمندیها و کاستیهایش به همان گونه که هست، ارزش قائل باشد در حالی که غرور دیواری است که فرد برای پنهان کردن احساسهای ناخوشایندی که در وجودش هست، از آن استفاده میکند. به همین علت، غرور زمانی ایجاد میشود که احساس ارزشمندی پایین باشد.
این مفاهیم در سطح ملی نیز همین گونه است. برای همین، ملتی که کمبودها و توانمندیهای خودش را میشناسد و برای خودش به اندازه کافی ارزش قائل است، نیازی نخواهد داشت که به اسطورههای دوران باستان خویش (غرور ملی) افتخار کند. هرچند آن اسطورهها میتواند به عنوان پیشینه تاریخی آن ملت جذاب باشد.
نقش آموزش در ایجاد احساس ارزشمندی ملی
برای این که مردمی احساس ارزشمندی ملی داشته باشند، لازم است عواملی وجود داشته باشد که آن ملت خودشان را همان گونه که امروز هستند، دوست داشته باشند. پیش از این اشاره شد، یکی از این عوامل وجود افرادی است که در عرصه بینالمللی و در زمینهای خاص، موفقیتهای بزرگی به دست آورده باشند و هر چقدر در جامعهای بر تعداد این گونه افراد افزوده شود، احساس ارزشمندی ملی نیز افزایش مییابد.
لازم است سیستم آموزش کودکان دو هدف اصلی را دنبال کند؛ نخست شناسایی استعدادهای منحصربهفرد افراد و دوم ایجاد محیطی مناسب در جهت شکوفایی این توانمندیها. یکسانسازی کودکان در دوران آموزشی چه از لحاظ ظاهری و چه از لحاظ فکری، ارائه اطلاعات غیرضروری و بیش از اندازه که در زندگی واقعی آنها کاربردی ندارد، تلاش در جهت کنترل کودکان برای انجام دادن تکالیف و آموختن دروس بدون در نظر گرفتن نیازهای اساسی آنها، درس دادن یکطرفه به گونهای که آموزگار در جایگاه دانای کل قرار گرفته و کودک در جایگاه فرد نادان و تنها وظیفه او چشم گفتن به آموزگار باشد، بیتوجهی به آرزوها و خیالات کودکان که ابزاری خواهد بود برای افزایش خلاقیت و نیز شناخت استعدادهای منحصربهفرد ایشان، همگی رفتارهایی است که منجر به از بین رفتن خلاقیت و توانمندیهای منحصربهفرد کودکان میشود.
- 11
- 6