چکیده ای از زندگینامه ابومسلم خراسانی:
نام کامل: بهزادان پور ونداد هرمزد
تاریخ تولد: بین ۱۰۰ تا ۱۰۵ قمری
محل تولد: شهرهای پوشنگ (نزدیک هرات) یا کوفه یا اصفهان
دیگر نام ها: ابومسلم خراسانی
دلیل شهرت: قیام علیه امیان و پایه گذاری حکومت بنی عباس
درگذشت: شعبان ۱۳۷ قمری
زندگینامه ابومسلم خراسانی:
بهزادان پور ونداد هرمزد ملقب به ابومسلم خراسانی در بین سال های ۱۰۰ تا ۱۰۵ قمری در شهرهای پوشنگ (نزدیک هرات) یا کوفه یا اصفهان به دنیا آمد. روایت هایی که درباره والدین و تبار ابومسلم وجود دارند پراکنده و متناقض هستند. در برخی از این گزارش ها جانبداری های مثبت یا منفی مشاهده می شود که از طرف مخالفان ابومسلم مانند بنیعباس، همچنین هواداران او یا مخالفان بنیعباس ایجاد شده اند.
در برخی از منابع نام ابومسلم را ابراهیم بن ختکان و کنیه اش را ابو اسحاق معرفی کرده اند، اما در جایی دیگر به او ابراهیم بن عثمان می گویند. برخی از مورخان تبار ایشان را پارسی و اسمش را بهزادان بن بنداد هرمز نام برده اند.
بنداد پدر ابومسلم معرفی شده اما بعد از مسلمان شدن نام خودش را به عثمان تغییر داد. از طرفی عنوان شده است که زمان دیدار با ابومسلم بن محمد که امام عباسی بود از وی می خواهد که کنیه و نام خود را به ابومسلم عبدالرحمان بن مسلم تغییر دهد تا بتواند بهتر فعالیت داشته باشد. شهرهای پوشنگ (نزدیک هرات)، کوفه و اصفهان به عنوان زادگاه ابومسلم ثبت شدهاند.
در بیشتر متون تاریخی پدر ابومسلم را عرب یا از موالیان عرب معرفی کرده اند، برخی از منابع هم پدر ایشان را ساکن یکی از روستاهای اصفهان معرفی کرده اند که به شغل دهقانی امرار معاش می کرده است، بعد از آن هم به خدمت ادریس بن معقل عجلی درآمد و کمی قبل یا بعد از تولد ابومسلم از دنیا رفت.
دوران فعالیت ابومسلم همزمان با امامت حضرت جعفر صادق(ع)، خلافت هُشامبنعبدالملک بوده است. ابومسلم در شعبان ۱۳۷ قمری بنابر دستور منصور عباسی؛ خلیفه دوم بنی عباس کشته شد، گفته شده منصور، به دلیل بدگمانی، ترس از شورش و نافرمانی ابومسلم، او را کشت.
پیوستن به دعوت بنیعباس:
در منابع تاریخی که به زندگی ابومسلم اشاره شده است؛ فردی به اسم موسی سَرّاج یا ابوموسی سراج یا عیسی بن موسی سراج دیده می شود که در کوفه زندگی می کرد. او به شغل مربوط به زین و لگام مشغول بود و ابومسلم به عنوان شاگرد یا کارگر همراهش بود. این فرد از طرفداران یا داعیان بنی عباس شناخته می شد، به همین دلیل ابومسلم در سفری که با وی داشت با دیگر داعیان عباسی در عراق به خصوص کوفه آشنا شد.
برخی هم عنوان کرده اند ابومسلم بین سال های ۱۱۴ تا ۱۲۰ هجری قمری رابط بین داعیان زندانی و آزاد و ابوموسی سراج بود.
این داعیان سپس ابومسلم را به امام عباسی، ابراهیم بن محمد بن علی، معروف به ابراهیم امام معرفی کردند، برخی افراد نوشته اند که ابومسلم با محمد بن علی پدر ابراهیم نیز دارای ارتباط بوده است. ابومسلم بعد از فوت کردن محمد بن علی به عنوان غلام آلمَعقل، بین دو داعی بنیعباس، بُکَیر بن ماهان (زندانی در کوفه) و ابوسَلمه خَلاَل، داماد بُکَیر، واسطه پیام بود.
ابومسلم کمی قبل تر از کشته شدم یحیی بن زید در جوزجان، همراه با تعدادی از داعیان خراسان برای دیدن ابراهیم اما راهی مکه شدند. بعد از مرگ بکیر اوسلیه با هدف آشکار کردن قیام و شروع پوشیدن جامههای سیاه به خراسان برگشت و ابومسلم را نیز همراه با خود برد.
در ۱۲۷ یا ۱۲۸ قمری ابومسلم همراه با ابوسلمه با ابراهیم اما در مکانی به اسم شراة دیدار داشت. در آن زمان ابراهیم از زیرکی ابومسلم تمجید می کند و ابوسلمه نیز او را به ابراهیم واگذار کرد، ابراهیم از او خواست کنیه و نام خود را تغییر دهد.
قیام ابومسلم علیه بنیامیه:
در سال ۱۲۹ قمری ابومسلم بنابر دستور ابراهیم عباس به خراسان رفت و ابراهیم هم به هوادارانش دستور داد تا از وی پیروی کنند. در آن زمان اختلافات میان قبایل عرب در خراسان بالاگرفته بود و نصر بن سیار حاکم اموی نمی توانست امور را تحت کنترل خود دربیاورد.
زمانی که ابومسلم کار خود را آغاز کرد با مخالفت شدید مخالفت سلیمان بن کَثیر، داعی مشهور خراسان مواجه شد، اما او بعد از مدتی با ابومسلم همکاری داشت. ابومسلم در روستای سفیدنج مرو ساکن شد و افرادی را به تَخارستان (تالِقان)، خوارَزم و مناطق اطراف مرو برای هماهنگی و جذب افراد بیشتر منتقل کرد.
مقرر شده بود که قیام ابومسلم در محرم ۱۳۰ قمری آغاز شود اما نصر بن سیار مطلع شد و قیام به عید فطر سال ۱۲۹ قمری با پوشیدن لباس هایی سیاه و برپایی نماز عید فطر در سفیدنج آغاز شد. ۱۸ روز بعد از گذشت از این قیام ابومسلم توانست به اولین پیروزی خود برعلیه نصر برسد. در ۱۳۰ قمری وارد مرو شد و از مردم بیعت گرفت و سپس فرمانده سپاهیان ابومسلم به نام قَحطبة بن شَبیب طایی شهرهای طوس، نیشابور، جرجان و قومِس را اشغال کرد، در همین زمان ابراهیم امام در زندان مروان بن محمد به دنبال بیماری یا مسمومیت از دنیا رفت وی عبدالله بن محمد سفاح برادرش را جایگزین خود کرد.
مدتی بعد از این واقعه فرزندان قحطبه به نام های حسن و حمید با لشکر خودشان وارد کوفه شدند و همراه با ابوسلمه با سفاح بیعت کردند، مروان بن محمد نیز در مصر کشته شد.
ارتباط ابومسلم با علویان و شیعیان:
در منابع تاریخی آورده اند که دیدگاه حقیقی ابومسلم درخصوص علویان و شیعیان دارای ابهام بوده است. طبری روایتی را درباره ابومسلم آورده است که حاکی از ارتباط یا تمایل او به مُغیرة بن سعید، رییس گروه غالیان در کوفه(۱۱۹ق) و نیز از آشنایی او با مالک بن اَعیُن جَهَنی، از راویان امام صادق می باشد.
از موضعی که ابومسلم درباره قیام زید بن علی و فرزندش یحی بن زید داشته است اطلاعاتی وجود ندارد، اگر بنابر اخباری که وجود دارد عدم همکاری داعیان و طرفداران عباسی با این قیام ها را مشخص می شود. در سال ۱۳۰ قمری بعد از فتح مرو، بلخ و جوزجان؛ ابومسلم جنازه یحیی بن زید را که به دار آویخته شده بود پایین آورد و بر آن نماز خواند و وی را دفن کرد.
در همین سال ابومسلم دستور قتل عبدالله بن معاویه، نوه عبدالله بن جعفربنابیطالب را نیز داد. عبدالله در سال ۱۲۷ قمری علیه بنی امیه قیام کرده بود اما بعد از شکست با تصور دریافت کمک از جانب ابومسلم به هرات آمد. چند ماه بعد از شروع خلافت سفاح، ابومسلم، سلیمان بن کثیر را به جرم همکاری با علویان گردن زد.
بعد از آن ابومسلم جنبش شریک بن شیخ را که در بخارا بود سرکوب کرد و وی را به قتل رساند، تعدادی از مورخان اعتقاد دارند شریک و ماهیت این قیام شیعی بوده است، گروهی نیز اعتقاد دارند در کشتن ابوسلمه توسط سفاح رضایت داشته است که در اثر پیبردن به ارتباط او با علویان اتفاق افتاده.
بلاذری(درگذشت ۲۷۹ق) مورخ قرن سوم، در کتاب انساب الاشراف نوشته است که ابومسلم، ابوالعباس سفاح را اندرز داد که مقر حکومت خود را از کوفه بخاطر تمایل مردم آن به آل علی، به جای دیگر منتقل کند.
خونخواهی ابومسلم:
بعد از مرگ ابومسلم تعدادی از افراد و جریان ها با عقاید متفاوت به خونخواهی و طرفداری او علیه بنیعباس قیام کردند. از جمله این افراد و جریان ها می توان به سَنباد، اسحاق ترک، مُقَنّع، جریان راوَندیه و جریان خُرَّمدینان اشاره کرد.
گردآوری: بخش بیوگرافی سرپوش
- 15
- 12