
از روزی که گابریل کالدرون سرمربی پرسپولیس شد زمزمههایی مبنی بر عدم تمایل او به حفظ سید جلال حسینی و حسین ماهینی، ۲ کاپیتان پرسپولیس شنیده میشد اما او با سیاستتر از آن بود که همان اول کار دستش را رو کند. بنابراین به تعریف و تمجید از سیدجلال پرداخت و از نیاز تیم به کاپیتان باتجربهاش گفت و از اینکه حسینی کاپیتان اول پرسپولیس است در حالی که شنیده میشد کاپیتان سرخها هم تغییر خواهد کرد و برای این مهم احمد نوراللهی مدنظر کالدرون است.
یک مصدومیت بدموقع هم کار کاپیتان سرخپوشان را خراب کرد و بهانه را به دست مرد آرژانتینی داد تا زودتر به هدفش برسد. با توجه به مصدومیت نسبتا طولانی سیدجلال او از ترکیب دور و دورتر شد و تیم کالدرون بدون سیدجلال حتی دربی را هم برد تا کسی انتقادی متوجه مرد آرژانتینی نکند.
اما نمیشود حقیقت را همیشه پنهان و کتمان کرد، شکست برابر شهرخودرو باعث شد آنچه در دل کالدرون است رسانهای شود. کالدرون پس از شکست پرسپولیس مقابل شاگردان گلمحمدی وقتی با سوالی درباره سیدجلال مواجه شد، گفت: «بازیکن با ۳۶، ۳۷ سال سن وقتی مصدوم است نمیتواند با یک جلسه تمرین به ترکیب تیم برسد.» اما مشخص شد سیدجلال حسینی اصلا مصدومیتی ندارد و به خاطر مسائل فنی از ترکیب تیم دور بوده است. ادبیات کالدرون در پاسخ به سوالی در رابطه با نبود سیدجلال جالب نبود و درست شبیه ادبیات ژوزه مانوئل، سرمربی سابق و پرتغالی پرسپولیس در مورد علی کریمی حرف میزد.
سال ۹۱ که ژوزه هدایت پرسپولیس را بر عهده داشت با وجود تعریف و تمجید اولیهاش از علی کریمی، کاپیتان وقت سرخها به یکباره با او دچار مشکل و اختلاف شدید شد و حتی او را نخواست و کنار گذاشت. او در توجیه تصمیمش گفت: «کسی که مشکل را به وجود آورد کارلوس کیروش بود! او بود که علی کریمی را مقابل من قرار داد. پس از اردوی اول تیم ملی، کریمی رفتارش با من کاملا عوض شد. این در حالی بود که من همیشه با او خوشرفتار بودم. همیشه به عنوان یک الگو جلوی سایر بازیکنان از او نام بردم چراکه او و مهدویکیا همیشه خوب تمرین میکردند. اما پس از اردوی نخست تیم ملی، کریمی کاملا عوض شد.
آنطور که باید تمرین نمیکرد و تبدیل به یک الگوی منفی شده بود. اکنون هم تصمیم گرفتهام کریمی نباشد و از آن برنمیگردم و تا وقتی که من در پرسپولیس هستم، این اتفاق نخواهد افتاد.» البته علی کریمی مدتی پس از اخراجش پس از گفتوگو با مدیران وقت پرسپولیس و متعاقب آن گفتوگو با مانوئل ژوزه به تمرینات پرسپولیس برگشت اما رابطه او و ژوزه هیچگاه خوب نشد و عمر مربیگری ژوزه هم در پرسپولیس کوتاه بود و اخراج شد تا پروندهای قطور علیه باشگاه ایرانی تشکیل شود که تا سال گذشته باز بود و غرامت سنگینی به پرسپولیسیها تحمیل کرد. حالا ظاهرا قصه ژوزه و علی کریمی بهروزرسانی شده و کالدرون و سیدجلال جای آن دو را گرفتهاند با این تفاوت که حسینی مثل کریمی یاغی نیست و شاید با سیاست و مصلحتاندیشی موضوع حل و فصل شود.
روزهای سخت کاپیتان
انگار در طالع سیدجلال حسینی نوشته شده: «باید همیشه خودت را ثابت کنی». کاپیتان مستحکم پرسپولیس این روزها از ترکیب اصلی پرسپولیس دور مانده. کالدرون نشان داده که آن اعتقادی که برانکو در ۳ فصل گذشته به حسینی داشته را ندارد. هواداران هم از این ماجرا دلخور به نظر میرسند.
این مسأله البته ماجرای تازهای نیست. در بدو ورود برانکو ایوانکوویچ به پرسپولیس هم چنین مشکلی برای مرد متولد بندر انزلی فوتبال ایران بهوجود آمده بود. برانکو اعتقادی به قابلیتهای سیدجلال نداشت و اجازه خرید او را به مقامات وقت پرسپولیس نداد. ایوانکوویچ میگفت دلیل این کار فنی است: «سیدجلال نمیتواند از عقب زمین بازیسازی را آغاز کند و فقط به دفع توپ میاندیشد.» برانکو و تیمش در فصلی که سیدجلال برخلاف نظر خیلی از کارشناسها و اکثر هواداران خریداری نشد، به دلیل تفاضل گل کمتر از قهرمانی بازماند تا خیلیها در روز پایانی فصل که جام به اهواز و دستان کاپیتان استقلال خوزستان رسید بگویند این تیم چوب تزلزل در خط دفاع و جذب نکردن بازیکنی مثل جلال حسینی را خورده است.
حسینی در فصول ۹۲-۹۱ و ۹۳-۹۲ برای پرسپولیس به میدان رفته بود و تواناییهایش را به رخ هواداران کشیده بود. بعد یک فصل را به الاهلی قطر رفت و در بازگشت از قطر با سد برانکو مواجه شد تا فصل ۹۵-۹۴ را در تیم نفت تهران سپری کند. اتفاقات پایان فصل پرسپولیس و نایب قهرمانی پرسپولیس علیرغم بازیهای چشمنوازش باعث شد تا برانکو کوتاه بیاید و سید جلال از فصل ۹۶-۹۵ دوباره پیراهن سرخها را بر تن کرد.
در سالهای بعد پرسپولیس به لطف دفاع مستحکمش موفق شد بازیهای زیادی را ببرد و ۳ سال پشت سر هم قهرمان شود. بر هیچکس پوشیده نبود که دلیل اصلی آرامش قرمزها در خط دفاعی، کسی نیست جز سیدجلال حسینی. او کاپیتان و رهبر اصلی تیم درون زمین بود و رابطه خوبش با برانکو، ثبات را برای این تیم در فصول ۹۶-۹۵ تا ۹۸-۹۷ به همراه داشت.
سیدجلال در همه این سالها کیفیتش را حفظ کرده. او ۱۴ بهمنماه امسال ۳۸ ساله میشود اما هنوز به نحوی در زمین حاضر میشود که هیچکس به سن و سالش نمیاندیشد. حتی زمانی که کارلوس کیروش، سرمربی اسبق تیم ملی او را از لیست مسافران جامجهانی ۲۰۱۸ خط زد، کمتر کسی باورش میشد که این مسأله فنی یا به دلیل سن و سال سید بوده و خیلیها این تصمیم را یکی از نقاط ضعف سرمربی پرتغالی میدانستند.
با آمدن کالدرون به پرسپولیس، تحلیلها بر این قرار بود که حتی با آمدن محمدحسین کنعانیزادگان به تیم هم، خطری جایگاه کاپیتان را تهدید نمیکند. وقتی از کارشناسان سؤال میپرسیدید که در حضور جلال حسینی، شجاع خلیلزاده، محمد انصاری و محمدحسین کنعانیزادگان، چه نفراتی زوج خط دفاع تیم کالدرون را تشکیل میدهند، همه فقط در مورد نفر دوم صحبت میکردند و روی فیکس بودن جلال حسینی متفقالقول بودند.
حالا اما بعد از گذشت ۶ هفته از شروع لیگ برتر، تحلیلها همگی رنگ باخته. حسینی تنها ۲ بازی اول لیگ را در ترکیب پرسپولیس بازی کرده و بعد از آن حتی از لیست ۱۸ نفره هم دور مانده. یک مصدومیت بدموقع باعث شد تا او دربی را هم از دست بدهد. بعد از ریکاوری، سیدجلال دوباره به ترکیب نرسید. اینبار گابریل کالدرون بود که مانع حضور او در بین حاضرین در زمین بود. ظاهراً سرمربی آرژانتینی با داشتن خلیلزاده و کنعانیزادگان خیالش از قلب دفاعی آسوده است. با این همه هواداران نظر دیگری دارند. بعد از شکست پرسپولیس در مشهد، خیلیها گل خوردن در ثانیههای پایانی را به نبود سیدجلال گره زدند. آنها میگفتند پرسپولیس بیشتر از تواناییهای دفاعی حسینی، به قدرت رهبری و کاریزمای او در زمین نیاز دارد تا در لحظات طلایی مثل بازی با شهر خودرو و سپاهان، به تیم نظم و روحیه دهد.
حاشیههای دور شدن سیدجلال از ترکیب اصلی در دو روز گذشته به بالاترین حد ممکن رسیده است. کالدرون بعد از شکست به تیم یحیی گلمحمدی در نشست خبری درباره غیبت کاپیتان تیمش گفت: «او بهخاطر دردهایی که داشت ۱۵ روز با تیم تمرین نکرد. ۶ روز قبل از بازی جام حذفی با وی صحبت کرده و به او گفتم که چون همراه تیم تمرین نکرده دو بازی آینده را از دست خواهد داد. قرار بود استراحت کند تا به شرایط ایدهآل برسد و دوران نقاهتش را سپری کند. بازیکنی که ۳۷-۳۶ سال سن دارد و دو هفته هم تمرین نکرده نمیتواند در تیم باشد و جایی در ترکیب من ندارد.»
برخی از رسانهها با شیطنت این نقل قول را طوری تیتر کردند که گویا سرمربی پرسپولیس گفته: «سیدجلال در تیم من جایی ندارد». این در حالی است که حرفهای کالدرون شفاف است. او معتقد است فقط مسی میتواند بدون تمرین و ریکاوری برای تیمش بازی کند و سیدجلال علیرغم همه تواناییهایش باید فعلاً نیمکتنشین باشد.
کاپیتان پرسپولیس به این روزهای سخت عادت دارد. او باید دوباره خودش را به سرمربی جدید ثابت کند. کالدرون ۳ بازی از ۶ مسابقه ابتدایی لیگ را باخته و شاید وقتش رسیده که دوباره یکی از ارکان تیمی که ۳ سال در فوتبال ایران آقایی میکرد را به ترکیب ثابت برگرداند.
او دوباره میدرخشد، اگر هنوز جلال حسینی باشد
مهدی آجورلو
فوتبال برای هر بازیکنی یک روزی به نقطه پایان میرسد. بعضی از بازیکنان خود نقطه پایان را میگذارند و عدهای دیگر منتظر میمانند تا یک مربی نقطه را بگذارد و دوران فوتبالشان تمام شود. برای جلال حسینی در تیم ملی، کارلوس کیروش این نقطه را روی کاغذ کارنامه ملی او گذاشت. واقعیت این است که در پرسپولیس نیز چیزی نمانده تا گابریل کالدرون نقطه پایان را بگذارد. تصمیم سختی که کارلوس کیروش گرفت، برانکو در پاسخ به کیروش کنایه زد و حالا گابریل کالدرون مشغول رسیدن به همان تصمیم است. تصمیم سخت و پر سر و صدا. گذر از یک نام مهم: جلال حسینی.
هنوز روشن نیست که کالدرون مشغول اجرای این پروژه است یا خیر. او کار آسانی را انتخاب نکرده اما به نظر میرسد این انتخاب اوست که از جلال حسینی گذر کند. جملات کالدرون در پاسخ به پرسشهایی درباره جلال حسینی نشان میدهد که کالدرون حتی حاضر است کمی از فضای پر از احترام به کاپیتان تیمش فاصله بگیرد و فارغ از تعارفات حرف بزند. اینها یعنی کالدرون ابایی از جوی که در رویارویی با حسینی شاید ایجاد شود، ندارد. جلال حسینی بازیکنی احترامبرانگیز برای پرسپولیسیهاست. او در موفقیتهای چند فصل اخیر پرسپولیس نقشی بزرگ داشته و هیچکس نمیتواند نقش او را فراموش کند. شاید اگر طرفداران پرسپولیس بخواهند نام یک چهره مؤثر سالیان اخیر را پس از برانکو ایوانکوویچ به زبان بیاورند، پیش از همه به جلال حسینی اشاره کنند. این نکات کنار گذاشتن جلال حسینی را بسیار دشوار میکند و حتی میتواند چالشی جدی برای هر مربی باشد. هنوز مشخص نیست که کالدرون بخواهد این چالش را برای خود بسازد یا نه اما نشانههای بسیاری وجود دارند که فکر کنیم کالدرون درباره جلال حسینی تصمیم خود را گرفته است. شاید هم کالدرون فقط عادت دارد که بیمحابا درباره هر بازیکنی نظر بدهد.
جلال حسینی در یک شرایط توفانی و جدل سخت بین کارلوس کیروش و برانکو ایوانکوویچ از تیم ملی کنار گذاشته شد. کیروش تصمیمش را گرفته بود که در پروژه تغییراتش در تیم ملی، دیگر به حسینی متکی نباشد و این برای حسینی سخت بود که به رغم آمادگی تیم ملی را از دست بدهد. جلال حسینی وقتی از تیم ملی کنار گذاشته شد که هنوز توان بازی برای تیم ملی را داشت اما نمیتوانست توقعات فنی کیروش را برآورده کند. او پس از خداحافظی ملی، همچنان در پرسپولیس درخشید. حسینی بازیکنی است که به سختی میتوانید بازی بد از او به خاطر بیاورید. او آنچنان باتجربه و ماهر است که همیشه نمایشهایش باصلابت جلوه میکند و کسی تصویر یک مدافع تمام شده یا پراشتباه را از او در ذهن ندارد. دوران ملی هم وقتی برای او تمام شد که هیچ تصویر ناکامی از او در ذهنمان نمانده بود. این یک خوشبختی بزرگ برای هر مدافعی است که حتی آخرین نمایشهایش با صلابت و باشکوه باشند. این خوشبختی را اما هر بازیکنی نمیپذیرد، چون این تصور را نزد خود دارد که من همچنان میتوانم ادامه دهم. جلال حسینی امروز همچنان میتواند در پرسپولیس ادامه دهد. او هنوز جلال حسینی است و تردید در ذهن هوادار نساخته. بین هواداران پرسپولیس کمتر کسی را پیدا میکنید که به بازی جلال حسینی بیاعتماد شده باشد. کالدرون اما با دیگران همنظر نیست و شاید نفرات دیگری را برای خط دفاع تیمش ترجیح دهد. این ترجیح البته پرحاشیه و پرماجراست. گذر از نام کاپیتان پرسپولیس ساده نیست. اما بهترین نفر برای انتخاب کیست؟ چه کسی بهتر از همه میتواند درباره آینده یک بازیکن در تیم تصمیم بگیرد؟ جلال حسینی یا گابریل کالدرون؟ شاید جلال خودش بهتر از همه بداند که همچنان میتواند بدرخشد یا نه اما کالدرون رأی و نظر آخر را خواهد داد و تصمیم او قابلیت اجرایی دارد. کالدرون هنوز نظر قطعی نداده و حسینی نیز باید آنچنان باتجربه باشد که بتواند در فضایی آرام رأی کالدرون را تغییر دهد.
جنجالها و پرسشها و کنکاشها حتماً به حواشی این ماجرا میافزاید اما توقع از جلال حسینی این است که بتواند این مسأله سخت را درباره خودش شبیه یک کاپیتان درون پرسپولیس حل کند. این یک توقع بزرگ از یک بازیکن است که حتی درباره خودش به نفع تیم کوتاه بیاید و همه چیز را به زمان بسپارد. شاید این آزمون دشوار جلال حسینی را نزد هواداران صاحب اعتبار بیشتری کند، وقتی ببینند جلال حسینی به رغم جایگاه ویژهاش مقابل مربی مثل یک بازیکن بدون بحث و حرف مسئولیتهایش را انجام میدهد. هنوز هیچ نشانهای برای تمایل حسینی به خداحافظی وجود ندارد و در این حالت بهترین انتخاب برای او سکوت و تمرین و کوشش برای تغییر دیدگاه کالدرون است. هیچکس نمیتواند از جلال حسینی خرده بگیرد که چرا پایان دوران فوتبال خود را اعلام نمیکند. او هنوز یک تصویر بد و بدون صلابت ثبت نکرده، پس همچنان حق با اوست که برای ادامه بجنگد. جلال حسینی را اگر از ملوان تا پرسپولیس بشناسید، حتماً میپذیرید که او مرد جنگهایی بزرگتر است و شاید دوباره ستاره دفاع پرسپولیس شود.
- 9
- 3