
سخنگوی وزارت بهداشت از اوضاع مصرف کالری ایرانیان راضی نیست. میگوید که کالری مصرفی ما ایرانیان بیشتر از حد متوسط است و به ٤٠درصد بیشتر هم میرسد. در ٢٠سال گذشته، متوسط دریافت انرژی روزانه، حدود دوهزار کیلو کالری بود، بعد به دوهزار و ٦٥٩ کیلو کالری رسید و حالا ٣هزار و ٥٠ کیلو کالری در روز است. موضوعی که ایرج حریرچی را نگران کرده، همین مصرف بالای کالری است. به گفته حریرچی، متوسط مصرف کالری به اندازه مطلوب برای زنان، دوهزار کیلو کالری و برای مردان دوهزار و ٣٠٠ کیلو کالری است، اما این آمارها تنها اعدادی نیست که سخنگوی وزارت بهداشت را نگران کرده است، میزان مصرف سرانه قند و شکر ایرانیان هم بالاست؛ بهطوری که مصرف این دو ماده، ٣٨ درصد، مصرف روغن بیش از ٢٠درصد و مصرف نان، غلات و برنج و نشاسته هم ٥درصد بیشتر از میزان توصیهشده است. یعنی در مجموع دریافت غذای اضافی و کمتحرکی در ایرانیان به چاقی و اضافهوزن آنها منجر میشود.
آمار کالریهای مصرفی ایرانیان اما تنها موضوعی نبود که دیروز در نشست خبری سخنگوی وزارت بهداشت اعلام شد. او درباره تعداد مراجعهها به پزشکان هم گزارشی داد: «بررسیها نشان میدهد، بهطور متوسط، ایرانیان سالانه دو بار به پزشک عمومی و ١,٨٧ بار به پزشک متخصص مراجعه میکنند، از هر یکهزار ایرانی، ١١٨ نفر در سال بستری میشوند و بهطور میانگین، مراجعه ایرانیان به پزشک عمومی کمتر از کشورهای مشابه، مراجعه به متخصص و میزان هزینهکرد برای دارو بیشتر از کشورهای مشابه و همچنین میانگین بستری در بیمارستانها هم کمتر از کشورهای مشابه است، همچنین بسته خدمات سلامت ایرانیان شامل خدمات بهداشتی، درمانی و دارویی که یا بیمهها تحت پوشش قرار دادند یا در مراکز دولتی ارایه میشود، بیش از کشورهای مشابه است.
موضوع دیگری که در این نشست خبری مورد بحث قرار گرفت، بدهی دولت به نظام سلامت بود: «از سال ٧٤ با تصویب قانون بیمه همگانی و اجرای آن، اجرای نظام نوین اداره بیمارستانها و طرح کارانه در بیمارستانهای دولتی، همواره بخش دولتی با تأخیر در پرداختها مواجه بوده است، این تأخیر در پرداختها از سه ماه تا ١٨ ماه بوده و متوسط تأخیرها در ٢٠سال گذشته هشتونیم ماه بوده است.»
حریرچی در پاسخ به سوالی درباره کلیات بودجه سال ٩٧ و تصویب نهایی در مورد اختصاص بودجه وزارت بهداشت هم توضیحهایی داد: «در سال ٩٥ بودجه کل کشور ٩٧٨هزارمیلیارد تومان بود که ٥,٧درصد آن مرتبط با وزارت بهداشت و در سال ٩٦ هزار و ١٥٢ بودجه کل کشور که ٥.٤درصد آن در سال ٦٩، بودجه کل کشور ١١ هزار و ٢٥ میلیارد تومان بود که ٤/٥ درصد آن به وزارت بهداشت اختصاص داده بود. در سال ٩٧ کل بودجه کشور یکهزار و ٢١٧میلیارد تومان است که ٦٩درصد آن مرتبط با شرکتها و بانکها و ٥.٥درصد مربوط به وزارت بهداشت با هدفمندی بدون سازمان بیمه سلامت است.» سخنگوی وزارت بهداشت در ادامه از رشد ٩درصدی بودجه این وزارتخانه خبر داد: «بودجه وزارت بهداشت شامل بودجههای عمومی، بودجه ناشی از درآمد اختصاصی و تملک دارایی، سرمایهای است.»
فروش داروهای بدنسازی در ورزشگاهها سوال یکی دیگر از خبرنگاران بود که با توضیح حریرچی همراه شد: «تجویز هر دارویی توسط افراد غیرپزشک در هر مکانی ازجمله اماکن ورزشی ممنوع و تخلف است. در مورد مکملها باید توجه داشت که بیشتر این مواد خارج از زنجیره توزیع قانونی عرضه میشود و قاچاق است که البته قاچاق به دو صورت قاچاق جنس اصلی و ارایه مواد تقلبی است.»
او به کمبود پزشک فعال از نظر شاخصهای پزشکی عمومی و متخصص نسبت به کشورهای مشابه انتقاد کرد: «ما به دلایل متعددی مانند کمبود پزشک فعال، از نظر شاخصهای پزشکی عمومی و متخصص نسبت به کشورهای مشابه با کمبود مواجهایم. در عین حال در گذشته مطالعاتی در کشور انجام شده که نشان میدهد توان مردم در مراجعه به بخش خصوصی بسیار کم است. درحال حاضر ۶۵درصد خدمات سرپایی از بخش خصوصی دریافت میشود. حال در بخش بستری دولتی، بیمهها ۹۰درصد هزینهها را تحت پوشش قرار میدهند. بنابراین بیمه در تمام خدمات فقط سهم خودش را از قیمت دولتی پرداخت میکند و اگر بیمار به بخش خصوصی مراجعه کند باید علاوه بر فرانشیز سهم بیمار، مابهالتفاوت تعرفه بخش دولتی و خصوصی را هم بپردازد. در ویزیت هم بیمه ۷۰درصد هزینه ویزیت در بخش دولتی را پرداخت میکند و ۳۰ درصدش فرانشیز سهم بیمار است.
حال اگر بیماری برای ویزیت به بخش خصوصی مراجعه کند، بیمه ۷۰درصد هزینه را پرداخت میکند و بیمار علاوه بر ۳۰درصد فرانشیز باید مابهالتفاوت تعرفه خصوصی و دولتی را هم بپردازد. بنابراین ۳۷درصد پرداخت از جیب مردم از همین محلها حاصل میشود. حالا از آنجایی که ۸۰درصد مردم ما توان پرداخت هزینههای بخش خصوصی را نداشتند برای تکریم افراد ۲۵۰ کلینیک ویژه با ۶۵۰۰ مطب راهاندازی کردیم یا درحال راهاندازی است. همچنین تعداد پزشک متخصص در بخش دولتی را افزایش دادیم و با استفاده از اهرمهای قانونی میزان تماموقتی پزشکان را از ۱۵ تا ۱۷درصد به ۵۰درصد رساندیم و در روستاها هم تعداد پزشک را افزایش دادیم.»
او در پاسخ به سوال دیگری درباره درخواست مناظره افراد معتقد به طب اسلامی با وزارت بهداشت، گفت: «بعضی از این آقایان حتی جراحی، واکسیناسیون و... را مغایر با اسلام اعلام کرده و حتی مصرف دارو را هم حرام میدانند. البته در این زمینه منافعی هم وجود دارد؛ مثلا فردی با عنوان طب اسلامی میگوید همه بیماران را به صورت رایگان ویزیت میکنم اما نسخی که به بیمار ارایه میدهد حداقل قیمتش ۱۰۰ تا ۱۵۰هزار تومان است.» او ادامه داد: «ما در زمینههای علمی حاضر به تبادل نظر هستیم، اما کسی که حکم کفر میدهد و پدیدههای واضح را مضر میداند، نمیتوان با او مناظره کرد؛ چرا که مناظره برای اقناع است نه برای وقت تلف کردن.»
- 16
- 5