
هنوز یک سال و نیم به اولین انتخابات در دولت دوم حسن روحانی مانده است که برخی گروهها و جریانات ساز خود را کوک کردهاند تا هم در مجلس و هم ریاست جمهوری پیش رو دست بالا را داشته باشند. اصولگرایان و شخص ابراهیم رئیسی از جمله این گروهها بوده که مشغول جلسات سیاسی در قالب نحوه ورود به انتخابات پیش رو هستند.
روز گذشته امیررضا واعظ آشتیانی فعال سیاسی اصولگرا پیشبینی کرده بود که با توجه به رای ۱۶ میلیونی رئیسی وی ریاست مجلس آینده را برعهده خواهد گرفت. بهرام پارسایی سخنگوی فراکسیون امید در واکنش به این فضا در مورد انتخابات۱۴۰۰ریاست جمهوری آن را اقدامی ناشایست خوانده و گفته است: تا انتخابات حداقل سه سال زمان مانده و در شرایط فعلی جامعه اگر اشخاصی به دنبال این سیاست باشند قطعا خیانتی است به مردم و جامعه که به جای ارائه راهکار برای رفع مشکلات داخلی و تعامل با دنیا فکرشان روی ۱۴۰۰ باشد. این موضوع را نهتنها خیانت به مردم که خیانت به نظام میدانم. اگر پتانسیلی که باید به دنبال منافع مردم باشد در خدمت منافع جناحی و زدوبندهای سیاسی و شروع زودهنگام تحرکات انتخاباتی قرار بگیرد، قطعا نارضایتی عمومی را در پی خواهد داشت.
اصلاحطلبان بابت پیروزی در انتخابات اخیر بیشتر در معرض نقد و بررسی هستند و مردم اوضاع آشفته کنونی را دسترنج اصلاحطلبان میدانند. این فضا باعث شده تا بخشهایی از اصولگرایان احساس کنند که در موقعیت کنونی هم درصد نقدها را بالا ببرند هم از حالا وارد بحثهای تاکتیکی انتخاباتی شوند. از آنسو هم اصلاحطلبان درگیر بازسازی و مرمت درونجناحی و ساختاری خود کمتر به انتخابات فکر میکنند و بیشتر درصدد اعاده حیثیت از گفتمان اصلاحطلبی برآمدهاند. امری که هرچند دیرهنگام اما میتواند باعث بازگشت امید و رای مردم به «تَکرار»ها شود و بار دیگر برای این جناح پیروزی را رقم بزند.
احمد شیرزاد فعال سیاسی اصلاحطلب میگوید: «کسی که بخواهد از حالا وارد فعالیتهای انتخاباتی شود قابل تقبیح نیست غیرقانونی و غیراخلاقی هم نیست اما منطقی نیست و به نفع آن جریان سیاسی نخواهد بود چراکه هرچیزی وقت و فصل خودش را دارد. الان فصل انتخابات مجلس نیست و باید در این باره صبر کرد و اصولگرایان بیشتر به دنبال آمادگی ذهنی هستند». به عقیده این عضو اسبق جبهه مشارکت دولت باید به فکر مطالبات مردم باشد و اینکه یک انتخابات سالم برگزار کند: «دولت باید جایگاه بیطرفی خود را حفظ کند و از سلامت برگزاری انتخابات مردم را مطمئن و از آزادی انتخابات و کاندیدا شدن دفاع کند و پای قانون بایستد».
او درباره وضعیت اصلاحطلبان در شرایط فعلی میگوید: «ما وقتی درباره رقبا میگوییم این کار یعنی ورود به انتخابات منطقی نیست برای ما هم نیست. اکنون یک فضای منفی در جامعه به وجود آمده و به دلیل مشکلاتی که پیاپی اتفاق افتاد دروازه اصلاحطلبان را به توپ بستهاند و فشار روی مردم، دولت و قاطبه اصلاحطلبان است. اکنون راجع به هر حرکت انتخاباتی صحبت شود یک فضای منفی پیرامون آن وجود دارد که به ضرر ماست. مهمترین مسئلهای که اکنون با آن مواجهیم این است که در رویارویی که به ناچار نسبت به دولت ترامپ قرار گرفتهایم، بحرانهایی که ایجاد شده را پشت سر بگذاریم، مسائل اقتصادی و مدیریتی کشور بسیار اساسی است و باید احزاب و گروههای سیاسی در این باره موضع بگیرند، طرح بدهند، به دولت و نظام کمک کنند و اگر نقصی وجود دارد قاطعانه بگویند.
هر دو جناح باید روی توان تشکیلاتی خود سرمایهگذاری کنند و سعی کنند نقاط غیرفعال را فعال کنند. طبیعتا هرچه که جریانهای سیاسی رقابت واقعیتری داشته باشند ما میتوانیم مجلس با کیفیتتری داشته باشیم البته بحث رقابت سالم است نه اینکه بخواهند در یک فرآیند نامتعارف به نتیجه برسند».
اصلاحطلبان اکنون در وضعیت آشفتهای به سر میبرند آنها بیشترین تمرکز خود را روی بازیابی و ترمیم و اصلاح ساختارهای درونجناحی خود گذاشتهاند.
شیرزاد در همین باره میافزاید: «به نظر من یک مشکلی که در مجموعه اصلاحطلبان باید حل شود شوراها و مجامعی است که هر حزب یک نفر را شامل میشود. چون بسیاری از احزاب اساسا فعال نیستند و محفلیاند و تعداد زیادی از آنها در کنار هم یک موضع دارند و معمولا صورت مسئله آنها در جلسات درونجناحی مخالفت با احزاب بزرگتر است. این عادلانه نیست اگر یک ترکیب مناسب متناسب با وزن احزاب داشته باشیم که مبتنی بر تعداد هوادار و فعالیتهای کیفی باشد وضع بهتر خواهد شد و در آن صورت پارلمان طرح مناسبی است که در انتخاباتهای پیشرو نیز نتیجه خواهد داد.
در هر صورت تا انتخابات فرصت هست که روی ساختارهای توافقی جبهه اصلاحات بیشتر فکر و کار شود. این نامه موسوم به صد نفر از جوانان به آقای خاتمی نامه بسیار مهم و خوبی است که آقای خاتمی هم عکسالعمل مناسبی نشان دادهاند. وقتش رسیده که در ساختارهای سنتی جریان اصلاحطلب تجدیدنظر شود وعناصر تصمیمگیری متمایل به فعال بودن و کارآمدی در قبال آرمانهای اصلاحات وارد صحنه شوند و در عین حال مبتنی بر مشی اعتدالی و میانهروی در اصلاحات در عرصه تصمیمگیریهای درونجناحی شرکت کنند. افرادی که صرفا به دنبال یک نام از اصلاحطلبی هستند قطعا شرایط حضور موثرشان کمتر خواهد بود و در این شرایط است که میتوان به پیروزی در انتخابات پیش رو امید داشت».
این نماینده سابق مجلس در مورد فعالیتهای انتخاباتی رئیسی ابتدا از تبارشناسی آن شروع میکند: «آقای رئیسی را نباید به جبهه پایداری نزدیک دانست. پایداریها تحت زعامت آقای مصباح یزدی هستند و در مجلس نهم فعال بودند. آنجا فراکسیون داشتند و بعد از آن تقریبا کار آنچنانی انجام ندادند. آقای رئیسی در زمان انتخابات اعلام کردند که وامدار هیچ گروهی نیستند و از موضعی بالاتر وارد عرصه شدند اما عرفی که در دنیا وجود دارد این است که کاندیدای شکست خورده را مجددا معرفی نمیکنند این یک تجربه سیاسی در همه جای دنیاست. این برای جبهه اصولگرا خوب نیست که یکسری چهرههای شکست خورده را مجددا برای انتخابات معرفی کنند. در درون جبهه اصولگرا هستند افراد لایق و با صلاحیت که به نفع انقلاب تلاش میکنند.
این اشتباهی محرز است که اینها بخواهند مجددا روی افرادی مثل رئیسی سرمایهگذاری کنند چون به احتمال زیاد مجددا شکست خواهند خورد». حجت شریفی دیگر فعال سیاسی اصلاحطلب و عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت است که میگوید: «واقعیت این است که ورود به بحث انتخابات اگر از منظر برنامه و حل مسائل مردم و مشکلات و بنبستهایی که برای استیفای حق مردم به وجود آمده که هنوز حاکمیت جوابی برای آنها ندارد باشد، اشکالی ندارد و بد نیست که اصلاحطلبان هم وارد موضوع بشوند و برای آنچه که کارآمدی مدیریتی کشور نام میگیرد و اینکه در این شرایط چگونه میشود از بنبستها خارج شد و حاکمیت را راضی کرد که به خواست و اراده مردم باشد، تلاش کنند.
اما اگر از منظر لابیکردنها و معامله بر سر حقوق مردم باشد و دغدغه این باشد که عمر برود و زید بیاید این مسئلهای را حل نمیکند و ورود به این عرصه بیشتر شائبه قدرتخواهی و سهمخواهی را ایجاد میکند. یک سال و نیم تا انتخابات مانده است باید دغدغهها روی اداره کارآمد کشور در مجلس، دولت و سایر ساختارهای حکومتی متمرکز شود. ما اساسا با بنبست پیشبرد توسعه مواجهیم بعد از ۴۰ سال مسیر و مدل توسعه در کشور ما هنوز مشخص نیست بنابراین بحثهای انتخاباتی اگر درباره چگونگی این مسئله و رفع نارضایتیها باشد بسیارهم خوب است در غیر این صورت تاثیر معکوس دارد و مردم دیگر فعالیت گروهها برای قدرت به معنای ماهوی قدرت را نمیپذیرند».
مردم از اصلاحطلبان کینه به دل گرفتهاند طبیعی مینماید که آنها بیشتر به فکر مسائل درونی خود باشند تا تاکتیکهای انتخاباتی بنابراین پس از طرح اصلاح در اصلاحات و گپوگفتهای کارشناسان اولویت برای این جناح هر چه باشد فعلا نحوه ورود به مجلس نیست.
شریفی در همین باب اظهار میکند: «اصلاحطلبان باید بدون تعارف در وهله اول برای آسیبشناسی اصلاحات و بحرانهای پیشرو از قبیل بحران دستاورد، بحران کارآمدی و فرصتطلبی برخی از اصلاحطلبنماها و بحران رانت و فساد که دامنگیر کل کشور شده، وقت بگذارند. اینها باید بنشینند که راهبردی برای خروج از این وضعیت در پیش بگیرند.
اصلاحات در دهه هفتاد با یک گفتمان و رویکرد یک کارکرد و نیروی محرکهای داشته که شاید در طول این بیست سال با فراز و فرودهای مختلف توانسته یک جاهایی جلو برود اما اکنون دیگر لزوما به صرف آن گفتمان و بدون توجه به شرایط و مطالبات جدید و پاسخگویی به مسائلی نظیر سبک زندگی، فشارهای اقتصادی و حوزه روابط به نظر میرسد که اصلاحطلبی نمیتواند کارکرد مفید به فایدهای داشته باشد. بنابراین در این زمینه نیاز به آسیبشناسی جدی دارد. باید دانست که اصلاحطلبی از سمت جریانات و گروههایی که متاسفانه فرصتطلبانه و بیتوجه به رسالت اصلی اصلاحطلبی که تغییر بوده نه جابهجایی افراد، سوءاستفاده کردهاند دچار آسیب شده است؛ اولویت حل این مسئله است نه نحوه ورود به انتخابات پیش رو.
او در مورد رویکرد مردم جامعه نسبت به جریان اصلاحات میافزاید: «مردم ناامید شدند و مهمترین کار تبیین چرایی اصلاحات برای آنهاست. اصلاحطلبی هم نیاز دارد که گفتمان خودش را بازتعریف کند و هم در این راستا به اصلاح اصلاحطلبی دامن زند و بعد درباره انتخابات صحبت کند. اکنون برای صحبت درباره انتخابات زود است و در اصلاحات باید یک بازنگری جدی در ساختارهای تصمیمگیری درونجناحی ایجاد شود؛ در همین راستاست که شورایعالی سیاستگذاری نیاز به اصلاح دارد و این جز با گستردهتر کردن شمول تصمیمسازان و استفاده از قاطبه سلایق در درون جبهه میسر نیست».
عضو ادوار دفتر تحکیم وحدت خطاب به اصولگرایان میگوید که بیهوده دلشان را برای استفاده از انتقادات علیه اصلاحطلبان صابون نزنند و فقط در شرایط تحریم سراسری و گسترده است که این امکان برای آنها به وجود میآید تا با یک انتخابات حداقلی پیروز میدان باشند: «اصلاحطلبان در دو سه انتخابات متاخر برنده بودند البته نه به این معنا که گزینههای انتخاب شده اصلاحطلبان حداکثری هستند و به هر حال در این فضا تحت فشار قرار گرفته و مردم توقع پاسخهای اقناعی دارند و همین باعث میشود که اصلاحطلبان در موضع تدافعی قرار بگیرند. این بار اینکه این شرایط به نفع اصولگرایان است درست نیست چراکه بسیاری از بحرانهای امروز دستاورد حکومت هشت ساله اصولگرایان و نشستن آنها بر مناصب مختلف است. در مجموع آنها نسبت به اصلاحطلبان که بیشتر در معرض سوال و پاسخ هستند شاید شرایط طلبکارانهتری برای آنها فراهم شده باشد و حداقل در انتقاد کردن میتوانند زبان رساتری داشته باشند اما دو قدم ازاین نقدها جلوتر برویم و به قیاس عملکردها بپردازیم میبینیم که آنها برگ برنده چندانی برای انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری ندارند».
شریفی در پایان تاکید دارد: «جریان اصولگرا بسیار تلاش میکند که رئیسی را بر مسند ریاست مجلس آتی قرار دهد اما اولا بسیار زود است که بخواهیم درباره ریاست مجلس آتی صحبت کنیم چون وابستگی تام و تمامی به چینش مجلس دارد و ثانیا اگر ما با یک تحریم گسترده از جانب مردم مواجه باشیم ممکن است اصولگرایان دست بالا را داشته باشند منتها این لزوما به معنای موفقیت آنها نیست در شرایطی که کشور نیاز به همراهی همه جامعه دارد اصولگرایان نمیتوانند با نگاه جناحی کاری از پیش ببرند».
در هر حال به نظر میرسد که از کوس انتخابات حداقل از سوی بخشهایی از اصولگرایان صداهایی بیرون میآید که نشات گرفته از استفاده از فرصت امروز برای پیروزی فردا در انتخابات است. نکتهای که در اینجا ذهن تحلیلگران را به خود مشغول کرده است؛ احتمال عدم تمایل مردم نسبت به صندوق رای و عبور از نهادهای مادی و معنوی نظام است که نتیجهای جز بازگشت به عقب نخواهد داشت و در همین راستاست که اصلاحطلبان نسبت به دولت و مجلس و شورای شهر باید عاقلانهتر و رادیکالتر از قبل عمل کنند وگرنه قبای پیروزی در آینده برایشان تنگ خواهد بود.
- 12
- 6