
بخشی از گفتگو با احمد خورشیدی پدر داماد احمدی نژاد را در ادامه میخوانید؛
در مقطع کنونی شما جایگاه آقای رئیسی را در میان سایر نامزدها چگونه ارزیابی میکنید؟
فضای انتخاباتی در این دوره با دوره های قبلی متفاوت است. از این جهت که رئیس جمهور مستقر از حیث سازمان رایش با چالش روبرو شده است. نکته بعد این است که نامزدهای درون جناحی هم با هم رقابت جدی میکنند. تحلیل من این است که مردم ایران به سه گروه تقسیم می شوند یک گروه گرایش اصولگرایی، یک گروه با گرایش اصلاح طلبی و گروه کثیری هم قشر خاکستری هستند که اصلا سیاسی نیستند اما تعیین کننده نتیجه انتخابات هستند. ۳۵ تا ۴۰ درصد مردم در بهترین شرایط جزو اصلاح طلبان یا اصولگرایان هستند که در هر صورتی حتی اگر گلایه ای هم داشته باشند به نامزد مورد نظر خود رای می دهند.
اما قشر خاکستری دغدغه صرفا سیاسی ندارد. آنها خاتمی، احمدی نژاد و روحانی را رئیس جمهور کردند. دغدغه آنها بیشتر معیشت، اقتصاد و مطالبات اجتماعی و سیاسی است. دغدغه این قشر در سال ۷۶ آزادی های اجتماعی و سیاسی بود بنابراین به خاتمی رای دادند. در سال ۸۴ دغدغه عدالت اجتماعی، معیشت و مقابله با تبعیض داشتند که به احمدی نژاد رای دادند، این قشر در سال ۹۲ هم دغدغه معیشت داشتند که نامزدها برای حل این مشکل دو راه حل ارائه کردند.
روحانی گفت که معیشت مردم را با مذاکره و ارتباط با دنیا و با توافق هسته ای حل می کند و نامزدهای اصولگرایان نیز گفتند که حل مشکل معیشت را از طریق مقاومت و تاکید بر توانمندیهای داخلی حل خواهند کرد. الان هم دعوا بر سر معیشت است. اگر دغدغه قشر خاکستری اقتدار بین المللی بود، فردی مثل قاسم سلیمانی برنده میشد. اگر دغدغه آزادی اجتماعی بود، خاتمی برنده میشد و اگر احمدی نژاد هم حضور داشت، با توجه به دغدغه معیشت او پیروز میشد.
حالا اگر کسی بخواهد شبیهسازی کند باید خود را شبیه این افراد کند و هر چقدر در این شبیهسازی موفق شود، به همان میزان در انتخابات رای می آورد. روحانی هم که با شعار معیشت آمد، موفق نبود؛ زیرا او بیش از حد به طرف مقابل اعتماد کرد. البته قبول دارم که در اقتصاد مقاومتی بر استفاده از دیپلماسی تاکید شده است ولی دیپلماسی بخشی از راهکار است نه همه آن.
به همین دلیل رئیسی سعی میکند خود را شبیه احمدینژاد جلوه دهد؟
البته میگویند قالیباف بیشتر این کار را میکند. رئیسی هم شعار محرومیت زدایی و فقر زدایی و بهبود سفره فقرا را داده است که این شعار در سال ۸۴ هم توسط احمدینژاد داده شد و تا اندازهای هم موفق بود و او توانست ثروت را بین مردم توزیع کند؛ اگرچه ضعفهای خود را هم داشت. اما جنس و جوهر رئیسی همین است. او شبیهسازی نمیکند و خودش است. او انتخاب کرد که در آستان قدس رضوی به محرومان کمک کند. شروع نسبتا موفقی هم در این زمینه داشت. سابقه رئیسی در برخورد با مفسدان هم خوب و قابل قبول است و چون به تولید هم اعتقاد دارد میتواند یک ظرفیت انسانی متخصص جمع کرده و تولید را تقویت کند.
افراد متعددی از دولتهای احمدینژاد اکنون در ستاد رئیسی فعال هستند. با توجه به کارنامه دولت نهم و دهم آیا رئیسی میتواند با همراهی این افراد با فساد مبارزه کرده و تولید را تقویت کند؟
دولت احمدی نژاد پاکترین دولت تاریخ جمهوری اسلامی ایران است.
طبق نظرسنجیهای انجام شده رای رئیسی از قالیباف و روحانی پایینتر است. آیا این امکان وجود دارد اگر این روند ادامه داشته باشد، رئیسی به نفع قالیباف کنار برود؟ آیا در ستاد نظرسنجی مستقلی داشتهاید؟
بر اساس نظرسنجیهای میدانی الان در روستاها و شهرهای کوچک اقبال به رئیسی از همه بیشتر است و قالیباف هم در کلان شهرها جلوتر است ولی در مجموع رای رئیسی از همه بیشتر است. نظرسنجیها در حال انجام است و آمار آن از شهرستانها به ما میرسد و در حال تکمیل آن هستیم.
پیشبینی من این است که رئیسی و قالیباف کنار نمیروند و به احتمال ۹۰ درصد هم انتخابات به مرحله دوم میرود. اگر جهانگیری هم کنار نرود او با رئیسی به مرحله دوم میرود و در نهایت رئیسی پیروز انتخابات میشود.
در مناظره اول این انتقاد به آقای رئیسی وارد شد که خیلی فعال نبود و رقابت بیشتر بین قالیباف، روحانی و جهانگیری بود. آیا نحوه حضور رئیسی یک تقسیم کار بین او و قالیباف بود؟
در مناظره اول هماهنگی روحانی و جهانگیری وجود داشت ولی قالیباف و رئیسی با هم هماهنگ نبودند در واقع آنها یک اتاق بودند، اما این ها یک اتاق نبودند. از سویی باید در نظر گرفت که بلافاصله پس از انجام مناظرهها یک فضای احساسی شکل میگیرد و سپس عقلانیت حاکم میشود.
آن وقت عددها و رقمها فرق میکند. انتظار این بود که جهانگیری به عنوان معاون اول رئیسجمهور حرفهای درستی بزند اما او همان بحثهای گذشته مثل نظامیگری را مطرح کرد و قالیباف هم شاید میخواست جواب سال ۹۲ را بدهد. فضای این مناظره یک فضای جنگ و درگیری شد در حالی که آقای رئیسی با برنامه و آرامش بود و وارد این دعواها نشد و فقط برنامههای خود را مطرح کرد. رئیسی در دستگاه قضا بوده و پرونده همه اینها را میداند ولی کلامی درباره حیثیت آنها صحبت نکرد و فقط حرفهای خودش را زد. این به معنای کم تحرکی نیست.
- 18
- 5