
کداميک را بايد باور کرد؟ بايد از سفر مقام عالي نظامي ايراني به آنکارا خشنود بود يا از ديوارکشي ترکيه در مرزهاي ايران ناراضي بود؟ بايد ديوارکشي را تأييد ايرانهراسي تلقي کنيم يا سفر را شروع فروريختن ديوارهاي بياعتمادي بدانيم؟ اين بازي صحنه سياست است که ابهام را در آن همیشگي مينمايد. نه ديوار، نقطه آخر و نه سفر نقطه آغاز تحولي بنيادين در روابط ايران و ترکيه است.
سرلشکر باقري، رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح ايران در رأس یک هيأت نظامي بنابر دعوت حلوصي آکار همتاي ترک او به آنکارا سفر کرد. گفتوگو و همکاري درباره تحولات منطقه، مبارزه با تروريسم، امنيت مرزهاي مشترک و مذاکرات آستانه، مهمترين محورهاي سفر باقري در گفتوگو با مقامهاي سياسي و نظامي ترکيه بود.
انجام اين سفر اگرچه در دستور کار روابط بوده اما همزماني تقريبي آن با شروع احداث ديوارهاي مرزي توسط ترکيه محل تعمق است. در گذشته نيز ترکيه هر زماني که در نظر داشت اقدامي را عليه ايران انجام دهد، در رويکردي محاسبه شده سعي ميکرد تابلويی مثبت از روابط را به نمايش گذاشته و از واکنشهاي ايران جلوگيري کرده يا از دامنه منفي آن بکاهد.
رجوع به روند پرونده و نحوه استقرار سپر موشکي در ترکيه و اعلام هدف نبودن ايران توسط مقامات اين کشور و اظهار هدف بودن ايران توسط دبيرکل ناتو و رئيسجمهوري وقت فرانسه، شايد بتواند راهنماي کساني باشد که احتياط کرده و از يک سفر مقام نظامي، تحليلي راهبردي ارائه ندهند. اخبار منتشرشده نشان ميدهد که گفتوگوها و توافقات سفر، بيشتر ماهيت نظامي و امنيتي داشته است.
گزارشات دريافتي حاکي از آن است که جلوگيري و مقابله با تحرکات حزب کارگران کردستان، مذاکرات در مورد وضعيت کردهاي سوريه، همهپرسي اقليم، وضعيت عراق و سوريه، داعش، حشدالشعبي، افزايش ضريب امنيتي مرزها و... ازجمله محورهاي مذاکرات بوده است.
برخي رسانهها يکي از توافقات سفر را توافق دو کشور براي عمليات مشترک عنوان کردهاند. باتوجه به ملاحظات مختلف، توافق درمورد عملياتهاي مشترک دور از ذهن بوده اما عملياتهاي همزمان چون مسبوق به سابقه است، ميتواند جزء توافقات باشد.
عملگرايي آنکارا در سياستهاي اتخاذي، سياست چندوجهي و رويکرد منافعمحور در سالهاي اخير سبب شده است ترکيه حتي در شرايط بحراني بتواند تهديدات را به فرصت تبديل کند. حمايت ترکيه از داعش حتي براي متحدان غربي اين کشور نيز امري روشن بود اما ضرورتهاي ناشي از شرايط عامل تغيير سياستهاي آنکارا به گونهاي شد که درحالحاضر ترکيه ظاهرا در صف اول مبارزه با داعش قرار گرفته است.
در هر توافق سياسي، نظامي، امنيتي و اقتصادي با ترکيه بايد توجه شود که آنکارا تنها و تنها، ملاحظات خود را داشته و در بسياري از اوقات اين ملاحظات در راستاي ملاحظات کلان غرب است؛ لذا باتوجه به شرايط متغير و در حال گذر منطقه و تحولات سيال سياسي پيشرو، نگاه کارشناسانه به توافقات و تعمق در تبعات آن، براي تهران امري الزامي است. نبايد حال را ديد و با آن به تصميمسازي رسيد.
تغيير شرايط منطقه، ايران، ترکيه، نظام بينالملل، ملاحظات و سياستهاي دو کشور درباره بسياري از موضوعات متفاوت و بعضا چون عراق و سوريه در تضاد با يگديگر است. سياستهاي نظامي و امنيتي کشورها، حاصل تصميمات آني نبوده و توافقات مقطعي ميتواند به سياستهاي بلندمدت کشورها آسيب جدي وارد کند. ترکيه ديروز اعلام استقلال دولت در شمال عراق را عامل جنگ ميدانست و امروز از اين سياست فرسنگها فاصله گرفته است.
تحليل و درک سياستها و رويکردهاي کشورها ازجمله ترکيه، حاصل تحولات سيال گذرا نبوده و بايد در هر تحليلي به درک راهبردي از جايگاه کشورها در نظام بينالملل، منطقه و شرايط داخلي و از همه مهمتر نگاه آن به ايران، توجه ويژه داشت. سفر مقام عالي نظامي ايران در اين سطح به ترکيه پس از انقلاب مهم است اما نبايد از آن به تغيير راهبردي رويکردها رسيد.
ترکيه عضو ناتو و مورد حمايت سرمايه جهاني، اگرچه امروز دچار مشکل با اروپا و آمريکا شده است اما اين مشکلات از نوع مشکلات ايران با غرب نبوده و گذرا و تاکتيکي است. ترکيه هيچگاه وارد ريسک تخريب روابط خود با غرب به بهاي نزديکي با ايران نخواهد شد؛ البته مانور روي روابط ايران، ميتواند ضمن تأمين منافع ترکيه در ارتباط با ايران، به اتخاذ امتيازات منجر شده و قدرت چانهزني براي آنکارا در مذاکرات را افزايش دهد.
صادق ملکي
- 11
- 6