دوشنبه ۰۵ آذر ۱۴۰۳
۰۹:۴۳ - ۱۵ آذر ۱۳۹۵ کد خبر: ۹۵۰۹۰۰۴۳۹
چهره ها در سینما و تلویزیون

گلایه جمشید مشایخی از بی توجهی به علی حاتمی / کاش قدرش را می دانستند

اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران,مشایخی
ای کاش وقتی علی زنده بود به جای همه کارهایی که در نبودش انجام می شود تنها یک جمله درباره اش می گفتند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ بیست سالی می شود که از زمان درگذشت سلطان صاحبقران، سعدی سینمای ایران؛ علی حاتمی می گذرد و همچنان یاد او و یادگاری هایش آبروی سینمای ایران است. 

 

استادی که با فکر زیبایش زیست و زیبایی آفرید؛ اندیشه بی نظیرش را بر زورق عشق نشاند و روانه دریای هنر کرد.

 

ما نیز اینبار به بهانه ساگرد خالق «مادر» به سراغ یکی از صمیمی ترین رفقای وی، یعنی جمشید مشایخی رفتیم. مشایخی با شنیدن نام حاتمی با اندوهی که انگار هنوز هم تازه بود، از اولین دیدارشان تعرف کرد، دیداری که اوایل سال ۴۲ اتفاق افتاد.

 

وی در خصوص این دیدار عنوان کرد: در اوایل سال ۴۲ زمانی که اداره تئاتر ملی باز شده بود علی را در حالی دیدم که گویا طبق معمول نمایشنامه هایی را برای بچه های تئاتری و کارگردانان این عرصه آورده بود تا به شکل نمایش به روی صحنه برود.

 

مشایخی ادامه داد: من از همان روزها با ایشان آشنا شدم و می توانم بگویم دوستی ما با هم بیش از هر کس دیگری بود و این اتفاق از کارهایی که با هم داشتیم نیز به چشم می آید.

 

وی تصریح کرد: سال ۱۳۵۲ بود که به پیشنهاد حاتمی در اثری که در آن ۶ داستان از مولانا روایت می شد با او همراه شدم و ۶ نقش متفاوت را بازی کردم و پس از آن هم به بهانه «سطان صاحبقران» در سال ۵۳ با نقش ناصرالدین شاه، «سوته دلان» در سال ۵۴ و ۵۸ «هزاردستان»، کمال الملک و ... را با او بودم.

 

*تواضع و بی ریایی حاتمی از نگاه رفیق قدیمیش 

مشایخی با یادآوری آن روزها از بی ریایی و صفای حاتمی گفت و اظهار کرد: یکی از بارزترین ویژگی های علی این بود که علاوه بر زلالی در ارتباطاتش با دوستان و اطرافیانش، سر کار هم همه از دکوراتور، تصویربردار و تدارکات گرفته تا بازیگران با او دوست بودند و همه این ها از تواضع و افتادگی وی نشأت می گرفت.

 

وی با اشاره به عوامل موفقیت و ماندگاری آثار خالق «سلطان صاحبقران» گفت: برای کسب این دلربایی و ماندگاری آدم باید در درجه اول عاشق خدا و بعد ایران و ملتش باشد، علاوه بر این ها، دانش آن حرفه ای که سراغش می رود را نیز داشته باشد و علی همه این ها را داشت، برای همین هم کارهای ناب و بی نظیر او ماندگار شدند.

 

* کاش تنها یک جمله در زمان حیات علی می نوشتند 

اما در ادامه این گفتگو جمشید مشایخی گلایه هایی را از ادا نشدن حق حاتمی در زمان حیاتش مطرح کرد و با اشاره به گل کردن نام و کارهای هنرمندان عرصه های مختلف، سال ها پس از مرگشان اذعان داشت: روز تشییع داود رشیدی هم این نکته را گفتم، این که تا وقتی داوود زنده بود کسی راجع به او آن طور که باید حرف نزد و حالا که فوت شده عکسش را جلوی دانشگاه گذاشته اند و یادش را گرامی می دارند، این موضوع علاوه بر رشیدی در مورد بسیاری از آدم های بزرگ عرصه های گوناگون چون نقاشی، نویسندگی و ... نیز صدق می کند.

 

وی افزود: حاتمی هم تا وقتی زنده بود و در سینما، تئاتر و تلویزیون کار می کرد هیج وقت مورد تأیید و تشویق واقع نشد و خیلی جاها حتی او را نادیده می گرفتند و امروز که دیگر نیست از فیلم ها و سریال هایش می گویند، حرف ها درباره اش می نویسند، مجسمه اش را می سازند و ده ها کار دیگر؛ اما چه فایده؟! حالا او کجاست که این مجسمه را ببیند و تمجیدهارا بشنود، ای کاش وقتی زنده بود به جای همه کارهایی که در نبودش انجام می شود تنها یک جمله درباره اش می گفتند و قدرش را می دانستند و این اتفاق اصلأ خوشایند نیست.

 

*چرا "سعدی سینمای ایران"؟

بازیگر «کمال الملک» در بخش پایانی صحبت هایش با اشاره به لقب معروفی که به حاتمی در زمان حیاتش داده بود،عنوان کرد: من پیش از فوت ایشان گفته بودم که حاتمی "سعدی سینمای ایران" است، عنوانی که آن روزها به جهت همان تواضع همیشگی خود آن را نپسندید و حتی از من کمی دلخور شد.

 

مشایخی خاطرنشان کرد: اما این واقعیت دارد زیرا همانطور که سعدی لابه لای متن داستان های نثر گونه اش چند بیت شعر می آورد و مفهوم را می رساند، مطالبی که علی می نوشت هم عطر و بوی شعر  داشت و این عنوان را هم به جهت علاقه ام به سعدی و احترام و عشقی که برای او قائل بودم مطرح کردم، صفتی که عین حقیقت او و کارهایش است.

 

 

  • 19
  • 6
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش