سه شنبه ۰۷ اسفند ۱۴۰۳
۰۷:۳۱ - ۰۷ اسفند ۱۴۰۳ کد خبر: ۱۴۰۳۱۲۰۴۷۰
شبکه نمایش خانگی

واکنش کارگردان تاسیان به توقیف سریالش: یک قصه عاشقانه ساختم چرا می‌ترسید؟

تینا پاکروان,سریال تاسیان
پاکروان تاکید کرد: ما برای این سریال ۱۷ ماه مشغول رفت و آمد به ساترا بودیم، چطور می‌شود ناگهان صحبت از توقیف کرد؟ داستان ما هم یک داستان عاشقانه است و تنها در بستر یک مقطع تاریخی در حال روایت آن هستیم. سوال من این است که نمایش آن مقطع تاریخی آیا اینقدر می‌تواند ترسناک باشد؟

تینا پاکروان، کارگردان سریال «تاسیان» در واکنش به انتشار خبر توقیف انتشار این سریال توسط رسانه قوه قضائیه، به خبرآنلاین گفت: واقعیت این است که در طول دوران فعالیت حرفه‌ای‌ام در این کشور، تا کنون با چنین تجربه‌ای مواجه نشده بودم؛ اینکه چیزی را تا این اندازه غلط بفهمند و با همین برداشت غلط هم کارشان را جلو ببرند!‌ من از آنجایی که خودم در حوزه نقد فیلم کار کرده‌ام، معنای نقد را می‌فهمم و کاملا این موضوع را درک می‌کنم که ممکن است عده‌ای یک سریال را دوست داشته باشند و عده‌ای دیگر به اجزای آن مانند کارگردانی، بازیگری و فیلمنامه نقد داشته باشند. ولی اینکه هجمه و پرونده‌سازی شکل بگیرد، به‌نظرم هم قابل شکایت است و هم قابل بررسی.

پاکروان افزود: آنچه علیه سریال «تاسیان» شاهد بودیم، به‌طرز مشهودی سازمان‌دهی شده است . ببینید عوامل این سریال نزدیک دو سال تلاش کرده‌اند تا اثری را به سرانجام برسانند که مردم آن را دوست داشته باشند. آن وقت گروهی از سر انگیزه‌ای که نمی‌دانم آن را بخل و حسادت بدانم یا ترس، این هجمه را به راه انداخته‌اند. 

کارگردان «تاسیان» ادامه داد: اینکه برخی برای هجمه به این سریال، از مرحله انتقاد از بازی‌ها و فیلمنامه و کارگردانی عبور کرده‌اند و دست روی تحریف تاریخ گذاشته‌اند، چه معنایی دارد؟ من در این سرزمین دو سریال تاریخی ساخته ام و قطعا برای ساختن آنها هم تاریخ را مطالعه کرده ام و هم مشاورین و پژوهشگران خبره ای داشته ام ، صرف اشاره به تحریف تاریخ بدون دلیل و یا با اشاره به موارد غلطی چون عدم وجود جلال آل احمد در شب شعر گوته( شمس آل احمد سخنران شب سوم گوته بود) نشان از بی سوادی راویان یا مغرضانه بودن پرونده سازی های ایشان دارد.

آن ها فرق جلال و شمس آل احمد را نمی دانند و آنقدر بی سواد هستند که از ده شب شعر گوته با عنوان میتینگ بیضایی یاد می کنند. من ۴۷ سال سن دارم و در تمام این سال‌ها تصویری که از یک ساواکی در تلویزیون به ما نشان داده‌اند، همراه با کلیشه‌هایی همچون کراوات و مشروب و سیگار بوده است. بعد وقتی نوبت به سریال ما می‌رسد، اعتراض می‌کنند که چرا شرب خمر نشان داده‌اید! مگر من می‌توانم تصویر یک ساواکی را در حال نماز خواندن نشان دهم؟ طبقه‌ دیگری هم در سریال داریم که هم نمازشان را می‌خوانند و هم اعلامیه‌شان را پخش می‌کنند. طبقه دیگری هم همان زمان بوده‌اند که سینما می‌رفتند، موسیقی گوش می‌دادند و مشروب هم می‌خوردند. 

پاکروان تاکید کرد: ما برای این سریال ۱۷ ماه مشغول رفت و آمد به ساترا بودیم، چطور می‌شود ناگهان صحبت از توقیف کرد؟ داستان ما هم یک داستان عاشقانه است و تنها در بستر یک مقطع تاریخی در حال روایت آن هستیم. سوال من این است که نمایش آن مقطع تاریخی آیا اینقدر می‌تواند ترسناک باشد؟

پاکروان در توضیح داستان تاسیان با تاکید مجدد بر روایتی عاشقانه در دهه پنجاه تصریح کرد: آیا اگر من در روایت خود سراغ یک خانواده شیک و پول‌دار رفتم که در همان سال‌ها زندگی مرفهی داشته‌اند و حالا پسری عاشق دختر این خانواده شده، معنایش این است که می‌خواهم سفیدشویی بکنم ؟ چطور می‌توان چنین برداشتی از داستان داشت؟ با این نگاه که همه سریال‌های اخیر که به موضوعاتی همچون اختلاس ، فساد ، دزدی و خیانت می‌پردازند و حتی از تلویزیون هم پخش می شوند، آیا در حال بازنمایی یک کلیت نامطلوب از جمهوری اسلامی هستند!؟ مگر می‌شود اینگونه نگاه تعمیمی به شخصیت‌پردازی و داستان یک سریال داشت؟

وی با اشاره به رفتار عجیب ساترا برای نظارت بر تولیدات شبکه خانگی افزود: من متوجه نمی‌شوم که چرا ما ملزم به فعالیت تحت نظارت جایی هستیم که در واقع رقیب ما محسوب می‌شود؟ شبکه نمایش خانگی چرا باید زیرنظر ساترا فعالیت کند؟ من و آقای اسدزاده ۱۷ ماه است که با رفت‌وآمد به این سازمان طرح‌مان را تصویب کرده‌ایم. حالا چرا باید این کار به مرحله توقیف برسد؟ خب ساترا زیرمجموعه تلویزیون است که می‌خواهد مطابق با رفتارهای تلویزیون با ما رفتار کند. طبیعتا بخشی از تولیدات شبکه خانگی هم رقیب تلویزیون هستند و ساترا تمایلی به تولید آن‌ها ندارد. این فرآیند باید باید تغییر کند چون رقیب قطعا ناظر خوبی نیست.

وی افزود: مراکزی که تصمیم‌گیر هستند، چرا باید در مواجهه با این هجمه‌ها منفعل باشند؟ آن‌ها چرا باید وارد بازی افرادی شوند که به‌دنبال پرونده‌سازی هستند؟ مشخصا گروهی از افراد موثر در جریان این پرونده‌سازی‌ها، در حال قلم‌فروشی هستند و اگر بخواهیم ریشه‌یابی کنیم، قابل پیگیری هستند.

اما مراکز تصمیم‌گیر به‌جای آنکه از تزریق عشق و امید در قالب یک داستان عاشقانه در یک سریال استقبال کنند، خود را وارد بازی پرونده‌سازان می‌کنند و حکم توقیف می‌دهند! 

تینا پاکروان,سریال تاسیان

وی در واکنش به انتقادات نسبت به پوشش بازیگران زن هم تأکید کرد: مگر می‌توانم بگویم ۵۰ سال پیش و قبل از انقلاب هم همه زن‌ها در خیابان حجاب کامل داشته‌اند؟ نتیجه این رویکرد می‌شود سریال‌های تلویزیون که اشرف پهلوی هم در آن‌ها حجاب کامل دارد! خب مخاطب این روایت را پس می‌زند. 

پاکروان با اشاره به برخی انتقادها از سریال ادامه داد: ما در سریال «تاسیان» کم‌فروشی نکرده‌ایم و امروز هم همه عواملی که برای تک‌تک جزییات این سریال تلاش کرده‌اند، از این شرایط ناراحتند. با چه ملاک و بر اساس چه سندی می‌توان این سریال را تحریف تاریخ دانست؟ من یک قصه عاشقانه روایت کردم که در دوره‌ای از تاریخ معاصر اتفاق افتاده، ممکن است ایراداتی هم داشته باشد.

کارگردان «تاسیان» درباره پیگیری برای رفع مشکل پخش این مجموعه هم گفت: در مذاکراتی که با ساترا داشتیم، هر هفته اصلاحاتی به ما می‌دادند اما ناگهان می‌گویند، حالا دیگر نمی‌دانیم چه باید بکنیم! چه اتفاقی افتاده که نمی‌دانید چه باید بکنید؟ ما کار عجیبی نمی‌کنیم که بخواهیم بابت آن هراس و ترسی داشته باشیم.

پاکروان در پاسخ به اینکه قوه قضاییه چه توضیحی درباره دلیل جلوگیری از پخش سریال داده گفت: قوه‌قضاییه هیچ صحبتی با ما نداشته و من خبر را اولین‌بار در خبرگزاری میزان دیدم. 

وی با یادآوری برخی اتفاقات گذشته در خصوص سریال «خاتون» افزود: وقتی من سریال «خاتون» را می‌ساختم، فرآیند مجوز محصولات خانگی هنوز در اختیار ارشاد بود. وزارت ارشاد در اولین مرحله اعلام کرد «خاتون» قابل‌پخش نیست و پروانه ساخت صادر نکردند. من حضوری رفتم و مذاکره کردم و مشکل تاحدودی حل شد. تولید سریال را شروع کردیم و در این فرآیند نظارت از ارشاد به ساترا واگذار شد. به احترام قانون، برای ساترا هم فیلمنامه ارسال کردیم.

مدام به جلسات می‌رفتیم تا اینکه سریال به پخش رسید. مدام مشکوک و نگران بودند که من چه می‌کنم! خیلی از نهادها و سازمان‌ها بعد از پخش از من تشکر کردند که عرق ملی را برای مخاطبان زنده کرده‌ام. همان زمان افرادی بودند که می‌گفتند این کار نباید پخش شود و همان‌ها امروز «تاسیان» را توقیف کرده‌اند. برای من اما مردم، خانواده  و سرزمینم مهم است؛ چیزهایی که خیلی ها فراموش کردند.

  • 13
  • 6
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش