چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳
۰۸:۴۱ - ۰۸ خرداد ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۳۰۱۸۱۶
فیلم و سینمای ایران

نقدی بر فیلم ویلایی‌ها

خبری از قهرمان‌های ساختگي نیست

اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران,فیلم ویلایی‌ها

«ویلایی‌ها» را می‌توان به فیلمِ «مدیوم‌شات» تشبیه کرد؛ فیلمی که در سطحی متعادل و معقول، کاراکترها را معرفی و قصه را آغاز می‌کند. نه شعار می‌دهد و نه قصد دارد تا از طریق کلیشه‌های تاریخی، قهرمان‌پروری کند.

 

محوریت دکوپاژ کارگردان، مدیوم‌شات‌هایی است که نه زیاد از حد راه به درون کاراکترها می‌دهد و نه از آنها دور می‌ماند و به‌جای تیپ‌سازی رایج فیلم‌های موسوم به دفاع مقدس، آدم می‌سازد و کاراکترها را همان‌گونه که هستند - از ساده و متصنع تا ترسو- به تصویر می‌کشد. در این فیلم خبری از قهرمان‌های قلابی آشنا نیست و حتی حضور شخصیت اصلی در منطقه جنگی، نه به دلیل باورهای قهرمانانه، بلکه از سر اجبار است. «سیما» (طناز طباطبایی) ترجیح می‌دهد که تن به مهاجرت بدهد، اما فرزندانش در جنگ بزرگ نشوند – بپذیریم که این اعتقادِ بخشي از آدم‌های واقعی است.

 

حال آنکه اسارت «سیما» در این ویلاها و رخدادهایی که به وقوع می‌پیوندند، باید موجب تغییر نگرش «سیما» شود. «ویلایی‌ها» روایتگر زنانی است که سیلی را به «مِیک‌آپ» ترجیح داده‌اند و حالا کسی وارد میدان می‌شود که چنین عقیده‌ای ندارد؛ و این اساس فیلم‌نامه‌اش است. نقطه قوت «ویلایی‌ها» این است که تکلیفش با خودش معلوم است؛ مسئله‌ای که در طول بیش از سه دهه ساخته‌شدن فیلم‌هایی با مسئله جنگ دفاعی، به‌سختی می‌توان آن را یافت؛ بنابراین به‌خاطر همین دلایل، «ویلایی‌ها» را با تمام ایرادات فاحشی که دارد، جزء معقول‌ترین فیلم‌های دفاع مقدس می‌دانم. این ارزیابی هم قطعا نشان از کیفیت مطلوب فیلم ندارد؛ بلکه همان قضیه معروف یک‌چشمی در شهر کورهاست.

 

موتور پیرنگ اصلی فیلم از همان ابتدا و با ورود شک‌برانگیز «عزیز» (ثریا قاسمی) به‌همراه دو کودک آغاز به کار می‌کند و چنددقیقه بعد و با حضور «سیما» هدف قصه مشخص می‌شود. در این میان، کارکرد خط فرعی فیلم‌نامه که فرماندهی خانم «خیری» (پریناز ایزدیار) است، می‌بایست در طول فیلم بر زندگی و افکار «سیما» تأثیر بگذارد و به پرورش استقامت و پایداری «سیما» - متناسب با مضمون فیلم- کمک کند. دو صحنه رفت‌وبرگشتی (کاشت و برداشت) در فیلم وجود دارد که مهر محکمی است بر اینکه فیلم قصد آشنایی‌زدایی نسبت به کلیشه‌های سطحی سینمای دفاع مقدس را دارد. صحنه کاشت، صحنه‌ای است در ابتدای فیلم که «سیما» از خانم «خیری» دلیل حضورش در این ناکجاآباد را می‌پرسد و به او می‌گوید: «ترشی و مربا را تهران هم می‌شود درست کرد». به رسم اکثر فیلم‌های دفاع مقدس، برداشت این صحنه معمولا باید صحنه‌ای شعاری باشد که احتمالا «سیما» به بالینِ زخمی خانم «خیری» می‌رسد و جمله‌ای شعاری - کمی ترش و کمی مرباگونه- می‌شنود. پاسخ گفته «سیما» صحنه‌ای است در اواسط فیلم که این‌بار خانم «خیری» از شوهر خود دلیل حضورش را می‌پرسد و عینا تکرار می‌کند: «ترشی و مربا را تهران هم می‌شود درست کرد». این دو صحنه تمام اندیشه‌های اثر را نشان می‌دهد که نشان از ذهن باز مؤثرش دارد.

 

از طرفی دیگر، فیلم‌نامه‌نویس‌ها / کارگردان به‌هیچ‌وجه قصد ندارند درام خود را به ملودرام تبدیل کنند.

ازاین‌رو سعی کرده‌اند تا از صحنه‌هایی کلیشه‌ای که بار ملودراماتیک دارند دوری کنند؛ برای مثال به صحنه‌ای که خبر شهادت شوهر خانم «خیری» را می‌شنویم دقت کنید که چقدر با شمایل فیلم‌های دیگر متفاوت است و به‌دور از حرفی آرمانی یا کنشی فیگوراتیو انجام می‌گیرد. حتی فیلم‌ساز در استفاده از موسیقی نیز تعادل به خرج داده تا از طریق موسیقی دست به درخواست ترحم نزند.

 

موسیقی در «ویلایی‌ها» دارای کارکرد دراماتیک است و نه دکوراتیو. موسیقی در این صحنه قصد برانگیختگی عواطف تماشاگر را دارد تا در صحنه بعدی که کودک از شدت خشم به شیشه ضربه می‌زند، واکنش او قابل درک باشد؛ بنابراین «ویلایی‌ها» با تمام تمهیداتی که به خرج می‌دهد قصد دارد تا شمایل معقولی را از سینمای دفاع مقدس نشان دهد؛ اما با تمام این نقاط قوت، ارزش‌گذاری فیلم، متوسطِ رو به پایین است. چرا؟ «ویلایی‌ها» دقیقا مثل بسیاری از آثار سینمای ایران، ضعف‌های آشکاری در فیلم‌نامه دارد و در یک کلام، نیمی از فیلم اضافی است و ربطی به پیرنگ ندارد.

 

اگر صحنه‌های پیرنگ اصلی و فرعی را از فیلم جدا کنیم چه می‌ماند؟ مراسم رقص کودکان، صبحانه‌خوردن، عشقِ «الیاس»، نماز جماعت و دعای توسل، عقرب‌کشی، بمباران‌ و پسر مجروحی که «عزیز» را مادر خود می‌خواند. این صحنه‌ها چه ارتباطی با پیرنگ‌ فیلم دارند؟ حتی تعلیقی که فیلم حول مرگ شوهر «سیما» ایجاد می‌کند و در نهایت می‌فهمیم که گول خورده‌ایم بی‌دلیل است و از آن صحنه‌هایی است که ارزش فیلم را تا سطح قابل‌توجهی پایین می‌آورد. وجود این صحنه‌های زائد، خبر از کمبود متریال داستانی در پیرنگ اصلی را می‌دهد؛ حال آنکه اگر «ویلایی‌ها» یک اثر نیمه‌بلند بود، می‌توانست الگوی روایی فیلم‌های دفاع مقدس پس از خود باشد. ایراد مهم دیگر فیلم‌نامه نیز ناتمام‌ماندن پیرنگ است.

 

بالاخره چه بر سر شوهر «سیما» آمد و چرا فیلم با مرگ شوهر خانم «خیری» به پایان رسید؟ پس تکلیف خط اصلی داستانی چه می‌شود؟ با این تفاسیر می‌توان گفت که پایان فیلم روی هواست. این میزان نوآوری و رویکرد ضدکلیشه زیر چرخ‌دنده‌های نابلدی در فن فیلم‌نامه نابود شده است؛ و سؤال آخر اینکه مگر قرار نبود کردار و منش خانم «خیری»، موجب تغییر نگرش شخصیت اصلی شود؟ پس چرا حداقل یک صحنه از این تغییرات به تصویر کشیده نشد؟ چطور و با چه جسارتی می‌توان پایان فیلم را رها کرد و کلایمکس را به آقای «کویتی‌پور» سپرد؟ با تمام آشفتگی‌هایی که در این فیلم می‌بینیم؛ ‌ای‌کاش فیلم‌های آینده دفاع مقدس، تحت‌تأثیر «ویلایی‌ها» آدم بسازند، نه ماشین.

 

علی فرهمند

 

 

sharghdaily.ir
  • 10
  • 4
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

یاشار سلطانیبیوگرافی یاشار سلطانی

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

زندگینامه امامزاده صالح

باورها و اعتقادات مذهبی، نقشی پررنگ در شکل گیری فرهنگ و هویت ایرانیان داشته است. احترام به سادات و نوادگان پیامبر اکرم (ص) از جمله این باورهاست. از این رو، در طول تاریخ ایران، امامزادگان همواره به عنوان واسطه های فیض الهی و امامان معصوم (ع) مورد توجه مردم قرار داشته اند. آرامگاه این بزرگواران، به اماکن زیارتی تبدیل شده و مردم برای طلب حاجت، شفا و دفع بلا به آنها توسل می جویند.

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
آپولو سایوز ماموریت آپولو سایوز؛ دست دادن در فضا

ایده همکاری فضایی میان آمریکا و شوروی، در بحبوحه رقابت های فضایی دهه ۱۹۶۰ مطرح شد. در آن دوران، هر دو ابرقدرت در تلاش بودند تا به دستاوردهای فضایی بیشتری دست یابند. آمریکا با برنامه فضایی آپولو، به دنبال فرود انسان بر کره ماه بود و شوروی نیز برنامه فضایی سایوز را برای ارسال فضانورد به مدار زمین دنبال می کرد. با وجود رقابت های موجود، هر دو کشور به این نتیجه رسیدند که برقراری همکاری در برخی از زمینه های فضایی می تواند برایشان مفید باشد. ایمنی فضانوردان، یکی از دغدغه های اصلی به شمار می رفت. در صورت بروز مشکل برای فضاپیمای یکی از کشورها در فضا، امکان نجات فضانوردان توسط کشور دیگر وجود نداشت.

مذاکرات برای انجام ماموریت مشترک آپولو سایوز، از سال ۱۹۷۰ آغاز شد. این مذاکرات با پیچیدگی های سیاسی و فنی همراه بود. مهندسان هر دو کشور می بایست بر روی سیستم های اتصال فضاپیماها و فرآیندهای اضطراری به توافق می رسیدند. موفقیت ماموریت آپولو سایوز، نیازمند هماهنگی و همکاری نزدیک میان تیم های مهندسی و فضانوردان آمریکا و شوروی بود. فضانوردان هر دو کشور می بایست زبان یکدیگر را فرا می گرفتند و با سیستم های فضاپیمای طرف مقابل آشنا می شدند.

فضاپیماهای آپولو و سایوز

ماموریت آپولو سایوز، از دو فضاپیمای کاملا متفاوت تشکیل شده بود:

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

چکیده بیوگرافی نیلوفر اردلان

نام کامل: نیلوفر اردلان

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

چکیده بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ

نام کامل: حمیدرضا آذرنگ

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش