
با توجه به سوءتفاهمهای گسترده ای که همیشه درباره موضوعات اینچنینی در تاریخ معاصر وجود دارد، در میانه ایستادن بسیار سخت است. این سوءتفاهمها بیش از اینکه ارزش افزودهای به کار مستند دهد و باعث پیدا شدن سرنخهای جدید کار شود، مستندساز را به هزارتویی از ماجراها میکشاند که جعلی و غیرواقعی است. متاسفانه در سالهای اخیر مستندسازی سیاسی و تاریخی ایران گرچه رونق یافته اما بیش از آنکه در خدمت روایت باشد، در خدمت صاحبان قدرت و سیاست است. از سوی دیگر تاریخ و سیاست در ایران به قول مجید تفرشی پژوهشگر تاریخ معاصر ایران، به عرصهای برای «آبروبری و آبروخری» تبدیل شده است. با این شرایط کار مستندساز سیاسی – تاریخی برای یک نگاه مستقل و مستند برای حفظ تعادل دشوار خواهد بود.
به عنوان مستندسازی که روی شخصیتهای تاریخی از امیرعباس هویدا تا اسدالله علم و در مستند شورش علیه سازندگی به مرحوم آیت الله هاشمیرفسنجانی کار کردهام، بیش از هر چیزی عبور از روایت اول (رسمی) و رفتن به لایههای دوم و سوم روایت برایم مهم بوده است. در واقع روایت رایج کمکی به بیان همه ماجرا نمیکند پیش از ماجرا، پس از آن، شخصیت و کارکتری که این وقایع را رقم زدهاند و از همه مهمتر زمانهای که در آن زیست میکنند، بسیار مهم است.
مستند «شورش علیه سازندگی» به اعتراضات مردمی در نهم خرداد ۷۱ مشهد و۱۴ فروردین ۷۴ اسلامشهر در دولت مرحوم آیت الله هاشمیرفسنجانی اشاره دارد. به دلیل همان سوءتفاهمها و «آبرو بردن و آبرو خریدن» کار بسیار سختی پیش روی ما بود. ضمن اینکه خود حادثه یعنی اولین شورشهای شهری بعد از پیروزی انقلاب بهمن ۵۷ هم به دلایل امنیتی و ملاحظات خاص با کمترین دادههای تصویری و حتی روایی روبهرو بود. سیاستهای موسوم به تعدیل اقتصادی دولت مرحوم هاشمی یا آزادسازی قیمتها و ارتباط آن با شورشهای شهری که متاثر از این برنامهها بودند به عنوان فرضیه و مساله اصلی در این مستند مورد بحث و بررسی جدی موافقان و مخالفان قرار گرفته است.
سعی کردم ابتدا با فضاسازی دوران بعد از جنگ و ضرورتهای سازندگی، گزینه ناگزیر دولت سازندگی یعنی تعادلبخشی به اقتصاد ایران را بیان و با حضور افراد نزدیک به دو طرف یعنی وزرا و صاحبان روایت از آن دوره و مخالفان، موضوع را به بحث بگذاریم. در ماجرای شورشها هم روایت مشهد به عنوان روایت اصلی مورد توجه بود. با کسانی به عنوان شاهد عینی و مسئولان محلی هم گفتوگو کردیم. درواقع شورش علیه سازندگی بازگشایی یک پرونده از ماجرایی در تاریخ معاصر ایران است که هنوز تبعاتاش در سپهر سیاست، اقتصاد و اجتماع ایران هرازچندگاهی خودش را به اشکال مختلف نشان میدهد.
ما در میانه روایت ایستادیم و تنها میزبان کسانی بودیم که از آن دوره روایتی برای گفتن دارند. اگر حرفی زده شده، حتما مخالف آن نیز در فیلم حضور دارند. در این راه از منتقدان سرسخت و موافقان شیفته گفتوگو کردیم. لازم میدانم از سعه صدر خانواده مرحوم هاشمیرفسنجانی ازجمله محمد هاشمیرفسنجانی و محسن هاشمیرفسنجانی تشکر کنم که اگر نبودند، شاید ما از روی این سطح صیقلی، افتاده بودیم.
مصطفی شوقی، مستندساز
واکنش مرعشی به یک مستند علیه دولت هاشمی
ایلنا نوشت: حسین مرعشی گفت: مستند درباره حوادث مشهد و اسلامشهر بود اما در آن تلاش شده ریشه این دو حادثه، برنامه تحولات اقتصادی جلوه داده شود اما به نظر من؛ اصل موضوع بحث حاشیهنشینی این دو شهر بزرگ بود.
پس از انتشار مستند "شورش علیه سازندگی" در فضای مجازی که به نقد دوران ریاستجمهوری هاشمی رفسنجانی پرداخته است، حسین مرعشی درباره این مستند گفت: این مستند از ابعاد مختلف مورد توجه قرار گرفته است اما دو نقد نیز به این مستند وجود دارد. حوادث مشهد و حوادث اسلامشهر به عنوان دو حادثه تلخ در دوره سازندگی ریاست جمهوری آقای هاشمی مطرح است لذا من این موضوع را شورش علیه سازندگی ایران تلقی نمیکنم بلکه به نظرم نوعی اعتراض است.
وی ادامه داد: آمار و ارقامی که نتیجه دوره سازندگی بوده است، دوره آقای هاشمی را به دو دوره متفاوت تقسیم کرده است: اول آغاز دوره و سپس پایان دوره. در آغاز دوران یک انسجام خیلی خوب در ارکان حکومت وجود داشت و برنامههای سازندگی و دولت در چارچوب سند بازسازی ایران که به تأیید حضرت امام(ره) رسیده بود، با انسجام همه نهادها پیگیری میشد. در میانه راه؛ اختلافنظرها بروز کرد و کشور برنامه بازسازی خود را در آن چارچوب ادامه نداد.
مرعشی درباره نتایج این دو دوره نیز گفت: در دوران اول برنامه اول توسعه اجرا شده است. علیرغم اینکه در سال آخر رشد اقتصادی کاهش یافت، اما بازهم متوسط رشد اقتصادی ۷.۶ دهم درصد بود. در دوره دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی رشد اقتصادی به ۲.۵ درصد در برنامه دوم توسعه کاهش یافت. این نشاندهنده تغییر در سیاستهای کلان و فضای کلی کشور است. کشور در سیاستهای خارجی دچار تغییراتی شد که آن سیاستها در بخش دوم برنامه سازندگی ایران را پشتیبانی نمیکرد. در مسائل داخلی هم اختلافنظر بروز کرده بود و صحنه کشور یک صحنه مدیریت منسجم نبود و فضای کشور دچار رقابتهایی شده بود که این رقابتها تا امروز هم در بحث سیاسی ایران خودنمایی میکرد.
مرعشی درباره نقاط ضعف و قدرت مستند «شورش علیه سازندگی» نیز گفت: یکی از نقاط ضعف این مستند این است که محتوای آن دوران بسیار زیاد است و امکان اینکه در بازه زمانی یک ساعت و نیم خلاصه شود را ندارد. شهرداری مشهد باعث حوادث مشهد بود اما شهردار مشهد در آن مستند جایگاهی ندارد. وزیر وقتِ کشور هم ممکن بود که بتواند توضیحات بیشتری درباره اسلامشهر بدهد. میشود گفت مستند درباره این دو حادثه مهم بود اما در آن تلاش شده ریشه این دو حادثه، برنامه تحولات اقتصادی جلوه داده شود که به نظر من؛ اصل موضوع بحث حاشیهنشینی این دو شهر بزرگ بود.
مرعشی گفت: حادثه مشهد در قالب یک مستند باید درباره رشد جمعیت در این شهر مورد توجه قرار بگیرد و پیوستِ آن به خاطر اتصال ایران و البرز؛ حاشیهنشینی تهران نیز باید مورد توجه قرار گیرد. سهم جمعیت تهران و البرز از کل کشور هر ۱۰ سال به میزان ۲ درصد در حال رشد است بنابراین ضرورت دارد که مورد توجه قرار گیرد و باید به فکر شهرهای اطراف تهران نیز باشیم.
- 14
- 3