چند سال پیش اگر شبکه های ماهواره را بالا و پایین می کردی و فیلمی توجهت را جلب میکرد، ممکن بود تماشای یک فیلم دو ساعته گاهی تا ۵ یا ۶ ساعت طول بکشد، از بس تبلیغات ترک اعتیاد، داروی تقویت قوای جنسی و افزایش قد، وسطش به خورد مخاطب می دادند. در بسیاری مواقع مردم حاضر بودند قید فیلم را بزنند تا از شر تبلیغات اعصاب خردکن راحت شوند. اگر هم پیام نارضایتی از مخاطبان دریافت میکردند، توجیه شان تنها یک چیز بود؛ "برای بقای شبکه های مان نیاز داریم تبلیغ بگیریم و با پولش، حیات مان روی آنتن را تمدید کنیم" اما کمتر کسی فکرش را می کرد پای تبلیغات آزار دهنده به رسانه ملی ایران هم باز شود.
حساسیتی که دیگر نیست
تا کمتر از یک دهه قبل، تلویزیون حساسیت بسیار زیادی روی بحث تبلیغات داشت و با دقت وسواس گونه ای، محتویات برنامه ها را رصد میکرد تا مبادا اسپانسری از تلویزیون و مخاطبان چند دَه میلیونی اش سوءاستفاده کرده و تبلیغات خود را به شکلی آشکارا به نمایش بگذارد اما در چند سال اخیر، قبح ماجرا ریخته و مدیران سازمان صدا و سیما انگار دیگر برای شان اهمیتی ندارد اسپانسرها، تبلیغات را در چشم مخاطب فرو کنند. هنوز هم اگر هنگام تماشای سریال های تلویزیونی، کمی دقت کنید، می بینید در صحنههایی که اتومبیلی در حال حرکت است، لوگویش را شطرنجی کرده اند تا شاید یک وقت مردم متوجه نشوند بازیگران از چه خودروهایی استفاده می کنند و فردایش هجوم ببرند برای خریدش! اما صدا و سیما در عمل، رفتاری مغایر با حفظ شان مهم ترین رسانه کشور دارد. شبکههای ماهواره ای روزگاری پر بودند از تبلیغ کرم جانوران مختلفی مثل حلزون و کفش های طبی و لوازم ورزشی برای لاغری. تلویزیون ایران هم شیوه ای سنتی در تبلیغ محصولات داشت که البته کپی ناقص و ابتری بود از تبلیغات خوش آب و رنگ شبکه های ترکیه ای ولی باز هم بر اصولی نسبی استوار بود اما حالا شبکه های تلویزیون را که عوض کنید، کفش «فلان تاک»، ماسک صورت و رنده و خردکن هایی را می بینید که دقیقا با شیوه روایت شبکه های ماهواره ای و در بازه های زمانی طولانی و خسته کننده پخش می شوند.
افزایش دایره اختیارات اسپانسرها
نکته رنج آورتر درباره سیاست های کنونی صدا و سیما، افزایش وسعت دایره اختیارات اسپانسرهایی است که با خود پول می آورند و رسانه ملی هم که با مشکلات عدیده مالی دست و پنجه نرم می کند، تن به هر خواسته ای می دهد، تا جایی که اسپانسرهای متمول در انتخاب مجریان، میهمانان شان و تاسف بارتر این که در محتوای برنامه ها دخالت می کنند و نظر میدهند. به طور مثال اسپانسرهای مسابقه «برنده باش» که هیچ گاه به طور دقیق مشخص نشد چه افراد یا ارگانی هستند، اصرار به حضور محمدرضا گلزار در قامت مجری برنامه داشتند و در پایان موفق شدند حرف خود را به کرسی بنشانند.
صدا و سیما در خدمت مافیای کنکور
بحث حضور پررنگ برنامه های کمک آموزشی در تلویزیون هم دیگر ماجرای تازه ای نیست، در حال حاضر ۱۳ برنامه آموزشی و مشاوره برای کنکور از صدا و سیما پخش می شود که به طور میانگین، یک ساعت از کنداکتور پخش تلویزیون در هر روز را به خود اختصاص می دهد. یکی از اتهامات بزرگی که به صدا و سیما وارد میشود، سود عظیمی است که از «کنکور» می برد و با استفاده از اهرم فشارش نیز اجازه حذف غولِ کهنه آموزشی را نمی دهد. ماجرا وقتی آزاردهنده تر می شود که نیمی از تبلیغات میان برنامه های محبوب مانند سریال ها هم به پخش آیتم هایی با محوریت کلاس ها و کتابهای کمک آموزشی اختصاص دارد؛ انتشارات و موسسات مختلف با پرداخت هزینه تبلیغات به صدا و سیما، آنتن را می خرند و هر چه چاپ کرده اند فارغ از کیفیت و اثبات تاثیرش در بهبود وضعیت تحصیلی دانش آموز، در مقابل چشمان بچه ها و پدران و مادران شان رژه می برند. حالا هم بسته های کمک آموزشی که چند سی دی کنار کتاب در آن گنجانده اند، اضافه شده و صدا و سیما را به تریبونی برای درآمدزایی اسپانسرها تبدیل کرده است.
واکنش دبیر شورای نظارت بر صدا و سیما
عجیب آن که دبیر شورای نظارت بر صدا و سیما سعی دارد فشار را از روی رسانه ملی بردارد اما به مشکلات مالی و نرمش سازمان هم اعتراف می کند. محمدحسین صوفی درباره برنامههای «اسپانسرمحور» تلویزیون می گوید: «روی همه این برنامه ها نظارت وجود دارد و حتی شورای نظارت بر صداوسیما نقاط ضعف و قوت این برنامهها را مشخص میکند اما مشکل عمده سازمان صداوسیما، کمبود اعتبار است. نظر همه بر این است که اگر اعتبارات مکفی در اختیار سازمان صداوسیما قرار بگیرد، نیازی به اسپانسر و برنامههای مشارکتی نیست و بستگی به مجلس شورای اسلامی و دولت دارد که متناسب با نیازهای سازمان این اعتبارات را تامین کنند». البته صوفی می پذیرد حضور پررنگ اسپانسرها در برنامه های تلویزیون به اعتبار رسانه ملی صدمه می زند: «کارشناسان، اصحاب فرهنگ و هنر و مدیران و مسئولان کشوری این را آفت میدانند که اعتبارات صداوسیما از طریق اسپانسرها تامین شود اما در حال حاضر چارهای نیست و اگر گشایشی در تامین اعتبار به وجود آید مسئولان سازمان هم علاقهمند هستند از حجم این اسپانسرها کم کنند. این یک نقص است که به جای توجه به کیفیت برنامهها، به خواسته اسپانسرها اهمیت داده میشود و قرار است نظارتها در این حوزه بیشتر شود تا هم مشکلات کمبود اعتبار تامین شده و هم اهداف فرهنگی، هنری و رسانهای تلویزیون محقق شود».
مهدی فیضیصفت
- 14
- 4