شنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۳
۰۱:۳۵ - ۲۶ آبان ۱۴۰۳ کد خبر: ۱۴۰۳۰۸۱۷۹۱
موسیقی

«مهرداد نیویورک» خواننده لس آنجلسی در تهران به قتل رسید

مهرداد نیویورک,قتل مهرداد نیویورک
مهرداد نیویورک با نام اصلی جعفر شریعتی که نه تنها خواننده لس آنجلسی بوده بلکه در تهران و در نزدیکی سیسنگان دارای ملک و مغازه های میلیاردی بود به قتل رسید. قاتلان اعتراف کرده اند طمع ثروت ۴ هزار میلیارد تومانی مهرداد نیویورک باعث طراحی این جنایت شده است و حتی گفته اند بعد از سوزاندن جسد مقتول ۵ پلاتین شماره دار که در بدنش بود را بین زباله ها انداخته اند.

به گزارش همشهری آنلاین، اواخر سال گذشته ۳ زن جوان قدم در دادسرای سرپرستی تهران گذاشتند و از یک خواننده لس آنجلاسی شکایت کردند. یکی از آنها به قاضی سعید احمد بیگی، سرپرست وقت دادسرا گفت: چند وقت قبل یک خواننده لس‌آنجلسی معروف به مهرداد نیویورک از آمریکا به ایران آمد و برای اجاره رحم با ما قرارداد بست. او و همسرش می‌خواستند فرزندانشان را از طریق رحم اجاره‌ای به دنیا بیاورند و ما هم به خاطر پول قبول کردیم. در این مدت مهرداد بیش از ۲ میلیارد تومان برای ما و فرزندانش خرج کرد و بی صبرانه منتظر تولد آنها بود اما حالا که چیزی تا به دنیا آمدن بچه ها نمانده، از مهرداد خبری نیست و ما نمی‌دانیم با بچه‌هایش چه کنیم.

با شکایت این ۳ زن، تحقیقات زیر نظر قاضی احمد بیگی آغاز شد. همزمان با این اتفاق، مردی به اداره پلیس رفت و خبر از ناپدید شدن خواننده لس آنجلاسی داد. او گفت: مهرداد نیویورک دایی من است. او تابعیت آمریکا را دارد و مدتی قبل برای رسیدگی به املاکش به ایران آمد. در این مدت با دختر به نام سارا ازدواج کرد و قرار بود فرزندانشان را در رحم اجاره‌ای به دنیا بیاورند اما حالا به طرز اسرار آمیزی ناپدید است.

ماموران برای یافتن ردی از خواننده لس‌آنجلسی به سراغ همسرش سارا رفتند. او گفت: مهرداد املاک و مغازه‌های زیادی در ایران دارد. من، مستاجر یکی از مغازه‌هایش بودم و وقتی به ایران آمد به من پیشنهاد ازدواج داد. او می‌گفت که دوست دارد فرزندان زیادی داشته باشد. می‌خواست اموال زیادی که داشت به فرزندانش ارث برسند و برای همین تصمیم گرفت از طریق رحم اجاره‌ای چند فرزند به دنیا بیاورد. ۲ نفر از زنانی که رحم‌شان را اجاره دادند، ‌ دوقلوهای ما را باردار بودند و زن سوم هم یک فرزند پسر باردار بود. مهرداد خوشحال بود که همزمان صاحب ۵ فرزند می‌شود و می‌خواست تعداد آنها را به ۲۰ فرزند برساند تا اینکه آخرین بار که برای سرکشی به ویلاهایش به شمال کشور رفت، ناپدید شد. قرار بود بعد از به دنیا آمدن فرزندانمان به آمریکا برویم اما دیگر خبری از او نشد.

مهرداد نیویورک چگونه به قتل رسید؟

بررسی‌های تیم جنایی نشان می داد، مهرداد از کشور خارج نشده است. از سوی دیگر معلوم شد که به تازگی مقدار زیادی از اموال و املاک مهرداد به نام سر دفتری در غرب تهران ثبت شده است. این موضوع مشکوک بود و ماموران به سراغ سردفتر رفتند اما او مدعی شد که در دوبی با پرداخت دلار به مهرداد، املاک وی را به صورت قانونی خریداری کرده است. او حتی دست خطی از مهرداد و مبایعه‌نامه‌ها را نشان داد که کارشناسان خط تایید کردند متعلق به مهرداد است. اما در ادامه بررسی‌ها مشخص شد که سردفتر جوان با سرایدار خانه ویلایی مهرداد در یوسف‌آباد تهران تماس‌های مشکوکی داشته و مقداری پول به حساب یکدیگر واریز کرده‌اند. ارتباط این دو نفر، مشکوک بود و هردو بازداشت شدند. آنها وقتی با مدارک و شواهد پلیسی مواجه شدند به قتل خواننده لس‌آنجلسی اعتراف کردند و گفتند که چون اموال و املاک مهرداد ارزشی بیش از ۴هزار میلیارد تومان داشت، وسوسه شدند که برای تصاحب این اموال او را به قتل برسانند. متهمان اقرار کردند که برای اجرای نقشه‌شان ۲ قاتل اجیر کردند که یکی از آنها مدیر تبلیغات خواننده لس‌آنجلسی بود.

آتش زدن جسد مهرداد نیویورک در مهرآباد دماوند

با اعترافات متهمان قاتلان اجیر شده نیز دستگیر شدند و اعتراف کردند که پس از قتل خواننده لس‌آنجلسی، جسد او را مثله کرده و در بیابان‌های اطراف مهر آباد دماوند دماوند آتش زدند. به این ترتیب ماموران به همراه آنها راهی دماوند شدند و بخشی از جسد خواننده ثروتمند را پیدا کردند و برای انجام آزمایش دی‌ان‌ای در اختیار پزشکی قانونی قرار دادند.

پلاتین های شماره دار در جسد سوخته مهرداد نیویورک

عاملان جنایت ادعا کرده اند بعد از سوختن جسد مهرداد نیویورک حدود ۵ پلاتین شماره دار که در زمان تصادف مهرداد نیویورک در امریکا در بدنش کار گذاشته شده بود را برداشته و بین زباله ها انداخته اند که همین نشان از درستی اعترافات قاتلان است.

مهرداد نیویورک ابتدا ربوده شد بعد او را کشتند

یکی از قاتلان اجیره شده مدعی است که در نقش مامور سراغ خواننده لس‌آنجلسی رفته و او را ربوده تا به قتل برساند. گفت‌وگو با او را بخوانید.

مهرداد نیویورک,قتل مهرداد نیویورک

مقتول را می‌شناختی؟

نه. اصلا خبر نداشتم که خواننده است. من سر دفتر را می شناختم. او سراغم آمد و خواست به همراه مردی به نام شاهرخ، مهرداد را ربوده و به دفترخانه‌اش در غرب تهران ببریم. من به خاطر پول خوبی که پیشنهاد کرده بود، قبول کردم.

یعنی خبر نداشتی که برای آدمکشی، اجیر شده‌ای؟

نه. قرار بود ما آدم‌ربایی کنیم نه جنایت. سرایدار خانه مقتول می‌گفت که دختری به نام النا دارد که مقتول به او قول ازدواج داده بود. اما ناگهان زده بود زیر قولش و به النا گفته بود که تو به اندازه کافی زیبا نیستی. ظاهرا مقتول می‌خواسته با دختری زیبا ازدواج کند و ۲۰ فرزند داشته باشد. سرایدار هم وقتی متوجه شده که مهرداد قرار نیست با دختر او ازدواج کند و با دختری به نام سارا ازدواج کرده و قرار است اموال مهرداد از دست خانواده آنها خارج شود، با همدستی سردفتر تصمیم گرفته بودند مهرداد را گروگان گرفته و بخشی از اموالش را تصاحب کنند.

پس چه اتفاقی رخ داد که نقشه گروگانگیری تبدیل به جنایت شد؟

النا، دختر سرایدار از رفت و آمدهای مهرداد خبر داشت. او به ما گفت که او در شمال است. من هم به همراه جوانی به نام شاهرخ رفتیم به ویلای مهرداد در شمال. من به عنوان مامور وارد شدم و با تزریق آمپول بیهوشی، او را بیهوش کردم. سپس با کمک شاهرخ، مهرداد را ربودیم و به تهران انتقالش دادیم. او را به دفترخانه بردیم. تقریبا ۱۰ روز در آنجا گروگان بود. در این مدت او را شکنجه کرده و مجبورش کردیم که اسناد خانه‌اش را به نام سردفتر منتقل کند. از او اقرار نامه و دست خط گرفتیم و او هم از ترس جانش تسلیم شد. اما بعد ترسیدیم که اگر آزادش کنیم، ما را لو بدهد. به همین دلیل او را خفه کردیم و جسد مثله شده‌اش را در اطراف دماوند آتش زدیم تا شناسایی نشود.

  • 16
  • 3
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش